تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثروت از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

اين همه مال و مكنت ، نه به وارثان آنها ، كه به بيگانگان رسيد ، به كسانى كه نه وارث سببى بودند و نه وارث نسبى . چنان كه نويسندهء تفسير المراغى - كه خود از سرزمين مصر است - مىنويسد : در سرزمين مصر مدتى آشورىها ، بابلىها و حبشىها حكومت كردند ، مدتى فارس و يونان . سپس روميان و عرب و مدّتى هم طولونيان ، اخشيديان ، فاطميان ايّوبيان و مماليك حاكم گشتند . سپس تُرك ، فرانسه و انگليس ، يكى پس از ديگرى سرنوشت مردم اين ديار را به دست گرفتند و اينك . . . . « 1 » 3 - قارون قارون ، نخست از پيروان حضرت موسى عليه السلام بود و پس از مدّتى از دين وى برگشت . « 2 » او از قدرت و فراست زيادى برخوردار بود و ثروت انبوه و گنجينه‌هاى فراوانى داشت كه حمل و جابجايى كليد آنها جمعى از مردان قوى را خسته مىكرد . قارون به مال و مكنت خود بسيار مغرور بود . قومش او را پند دادند و گفتند : به مال انبوه خود مغرور مباش ، خداوند مغروران را دوست نمىدارد ، به وسيلهء امكاناتى كه خدا به تو داده است ، آخرت را بجوى و از دنيا هم نصيب و سهمت را فراموش مكن ، چرا كه اگر كسى آخرت را بجويد ، از مواهب دنيا نيز بىبهره نمىماند ، در حق مستمندان و محرومان نيكى كن ، چنان كه خداوند در حق تو احسان كرده است ، در زمين فساد مجو كه خدا مفسدان را دوست نمىدارد . قارون در پاسخ گفت : ثروت كلانى كه مىبينيد ، با مهارت ، تدبير و دانش خويش به دست آورده‌ام و چيزى كه به خودم اختصاص دارد ، چرا بيهوده به ديگران ببخشم ؟ او با اين مستى و غرور ، روزى همراه با ملازمان و خادمان و مركب‌ها و موكب‌هاى چشمگير در ميان مردم ظاهر گشت . دنيادوستان گفتند : اى كاش ما نيز همچون قارون بوديم و چنين مال و ثروتى داشتيم ، بر خلاف صاحبان علم و دانش خدايى

هامش
( 1 ) . الكاشف ، ج 7 ، ص 11 .
( 2 ) . التفسير المبين ، محمدجواد مغنيه ، ص 517 .