لياقت و فراست خود مىداند و به مبدأ اصلى كه خداوند متعال است ، توجه نمىكند : « وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذَا لِي » « 1 » و هرگاه به او رحمتى از سوى خود بعد از ناراحتى كه به او رسيده ، بچشانيم مىگويد : اين به خاطر شايستگى و استحقاق من است . يعنى با قدرت و درايت خودم آن را كسب كردهام كسى در اعطاى آن نقشى ندارد . « 2 » همان سخنى كه قارون بصراحت گفت : « إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي » « 3 » اين ثروت را به وسيلهء دانشى كه نزد من است ، به دست آوردهام . رسيدن به قدرت خيالى نفوذناپذير ، سومين مرتبهء كبر و غرورِ ناشى از ثروت اندوزى است . بگونهاى كه تصور مىكند كسى قدرت ندارد او را به خاطر جمع مال و اسراف و خرجهاى بيهوده و يا حبس حقوق مالى ديگران به پاى حساب بكشد : « أَيَحْسَبُ أَن لَن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ * يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُبَداً » « 4 » آيا گمان مىكند كه هيچ كس نمىتواند بر او دست يابد ؟ مىگويد : مال زيادى نابود كردهام . در مرحلهء چهارم انسان مغرور يك شخصيّت تخيلى پيدا مىكند و خود را جاودانه مىپندارد : « يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ » « 5 » مىپندارد كه مالش او را جاودانه خواهد ساخت . در مرحلهء پنجم ، پا را فراتر نهاده و به صراحت مىگويد : اگر به فرض ، قيامت ، حساب كتاب و عذاب و جهنمى باشد ، من به خاطر ثروتم در عذاب نخواهم بود :
ثروت از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: جعفر وفا
ص١١٨
هامش
( 1 ) . فصّلت ( 41 ) ، آيهء 50 .
( 2 ) . ر . ك : ترجمهء الميزان ، ج 17 ، ص 610 - 611 ؛ الكاشف ، ج 7 ، ص 504 .
( 3 ) . قصص ( 28 ) ، آيهء 78 .
( 4 ) . بلد ( 90 ) ، آيهء 5 - 6 .
( 5 ) . همزه ( 103 ) ، آيهء 3 .