درس پانزدهم ثروتمندان بىايمان ( 1 )
قرآن كريم در موارد زيادى به بيان آثر منفى ثروت در ابعاد مختلف روحى انسان از قبيل عقيده ، ايمان ، افكار و اخلاق انسان مىپردازد ، آثارى همانند استكبار ، ايجاد فتنه و فساد ، پيكار با مظاهر عدالت و مصالح دينى و اجتماعى ، ترويج مفاسد اخلاقى ، استضعاف فكرى و اقتصادى ، ثروت اندوزى ، احتكار ، اسراف ، تجملگرايى و . . . . استكبار و پيدايش صفت كبر و خودبينى در روح آدمى از مهمترين آثار منفى ثروت و نشانههاى ثروتمندان بىايمان است . به تجربه ثابت شده است كه اگر ايمان مذهبى ، بر انسان حاكم نباشد ، ثروت و مظاهر ديگر دنيا او را به « استكبار » و « غرور » وا مىدارد . غرور داراى مراحل و مراتب مختلفى است : نخست اين كه افراد ثروتمند در جامعه براى خود حق تقدّم قائلند و در احراز مسئؤوليتهاى اجتماعى نيز خود را سزاوارتر از ديگران مىدانند : « وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكاً قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ » « 1 » و پيامبرشان به آنها گفت : خداوند ، « طالوت » را براى زمامدارى شما مبعوث كرده است . گفتند : چگونه او بر ما حكومت كند ، با اين كه ما از او شايستهتريم ، و او ثروت زيادى ندارد ؟ ! دومين مرحلهء غرور آن است كه فرد ثروتمند بىايمان موجودى خود را برخاسته از