جاريه : ( بس كن ) اينطور حرف نزن ! مرا به زنبور تشبيه مى كنى ؟ . زنبور كه خوب است بزاقى شيرين دارد و حامى دوستانش است ، ولى به خدا سوگند « مفهوم لغوى معاويه » يعنى سگى كه ديگر سگ ها را بصدا در مى آورد . و اميّه مصغّر امه به معنى كنيز است .
معاويه : بس است . جاريه : گفتى و شنيدى . معاويه : نزديك بيا در كنارم روى تخت بنشين . جاريه : ( هرگز ) چنين نمى كنم . معاويه : براى چه ؟
جاريه : آن دو تن ترا از جايگاه اصلى ات دور كرده اند ، هيچ مايل نيستم با آنان شريك باشم .
معاويه : نزديك تر بيا . تا رازى را به گوشت بگويم .
جاريه كمى نزديك رفت به حدى كه معاويه بتواند سخنش را بگويد .
معاويه : ايندو را مى بينى ؟ دينشان را خريده ام .
جاريه : ( آن دو كه چيزى نيستند ) اگر ميتوانى دين مرا بخر .
معاويه : بلند سخن مگو . « 1 »
زبانى به قاطعيت شمشير
و روزى ديگر :
معاويه : تو همانى كه همراه على بن ابى طالب ، آتش جنگ « صفين » را شعله ور ساخته با ما جنگ كردى ، دوستانت را براى مبارزه فرا مى خواندى و خون مردم را مى ريختى ؟
جاريه : اين سخنان را رها كن . از وقتى كه على ( ع ) را دوست داشته ايم هيچگاه كينه اش را بدل راه نداده ايم و بدگوئيش رااز هيچ كس نپذيرفتهايم .
معاويه كه از حاضر جوابى و دفاع او از على ( ع ) سخت ناراحت شده بود ، چاره اى نديد جز اينكه اوراتحقير كند . و جاريه نيز پاسخ توهين او را داد . و اضافه
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسى ، ج 1 ، ص 195 ، ر . ك . اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 61 .