تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥

كرد تا خود و سربازانش استراحت كرده و تجديد قوا نمايند ، او درعين حال در جستجوى بُسر بود و اخبار او را پى گيرى مى كرد كه به او گزارش دادند بُسر به مكّه رفته است . بى درنگ لشكر را بسوى مكّه حركت داد . وقتى لشكر به مكّه رسيد كه « بُسر » به « يمامه » گريخته بود . جاريه در مكّه خبر شهادت على ( ع ) را شنيد . شهادت على ( ع ) جاريه را سخت افسرده كرد . آنگاه به مردم گفت : - « برخيزيد و بيعت كنيد . » - با چه كسى ؟ جاريه : « با امام حسن . آيا انتظار داريد مردم كوفه با شخصى جز امام حسن عليه السلام بيعت كرده باشند . برخيزيد و بتوسط من با امام حسن ( ع ) بيعت كنيد . » مردم برخاستند و با امام حسن ( ع ) بيعت كردند . « 1 » پس از آن جاريه به مدينه آمد و به مسجد پيامبر ( ص ) رفت . و در خطابه‌اى به مردم گفت : « اى مردم ! از روزيكه على ( ع ) ديده برجهان گشود تا روزيكه بدرود حيات گفت و تا روزيكه برانگيخته شود . بنده اى از بندگان صالح خدا بود . به اندازه مقدر زندگى كرد و به اجل مقرر درگذشت . شهادت پسر عموى پيامبر و بهترين مهاجران و بزرگ مسلمانان نبايد سرزنشگر را خوش آيند باشد هان اگر بدانم كه يكى از شما شماتت كننده است ( على را ) ، براى تقّرب به خداوند خونش را مى ريزم و زودتر روانه دوزخش مى كنم . اينك برخيزيد و با امام مجتبى ( ع ) بيعت كنيد . »

هامش
( 1 ) . الغارات ، ج 2 ، ص 639 .