زبير با دست او را زد وگفت : آيا درحضور من سخن مى گويى ؟
ابن عباس گفت : چرا كودك رازدى ؟ سوگند به خدا ، سزاوارتر از او به زدن ؛ تو هستى كه جامعهء مسلمانان را پراكنده وگمراه كردهاى درآن حال ، مردانى از قريش ميانجى شدند ، و آن دوساكت گشتند . « 1 »
ابن عباس درسوگ امام حسين عليهالسّلام
پس از خروج كاروان حسينى از حجاز ، ورسيدنشان به سرزمين كربلا ، ابن عباس گويد :
شبى كه حسين عليه السلام كشته شد ، پيامبر صلى الله عليه وآله را در خواب ديدم كه تُنگى بلورين در دست داشت ، ودرآن خون جمع مىكرد .
عرض كردم ، اى رسول خدا اين چيست ؟ فرمود ؛ خون حسين وياران اوست كه نزد خدا خواهم برد .
صبح آن شب ، ابن عباس خبر شهادت حسين ( ع ) را اعلام ، وخواب خود را بازگو كرد . پس از آن تاريخ ، واقعهء شهادت حسين عليه السلام را بازمان خواب ابن عباس تطبيق كردند كه باهم يكى بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 491 وج 20 ، ص 134 - انساب الأشراف ، ج 3 ، ص 162 .
( 2 ) . كامل ، ابن اثير ، ج 4 ، ص 93 .