وى يزيد به خيال خام خود تلاش وسيعى را به منظور بيعت گيرى از آن حضرت شروع كرد ، ولى حسين عليه السلام مانند گذشته از پذيرفتن اين ننگ وخوارى خوددارى كرد .
خوددارى حسين عليه السلام از بيعت با يزيد ، آن حضرت را ناگزير كرد كه حجاز را ترك كند و به سوى عراق رهسپار شود ، هرچند كه اين سفر مخاطراتى را براى آن بزرگوار در بر داشته باشد . نزديكان وبستگان آن حضرت همگى با صراحت مخالفت خود را با اين سفر اعلام داشتند ، از جمله عبدالله بن عباس نزد حسين عليه السلام رفت ، وگفت :
خبر تصميم تو به حركت به سوى عراق مردم را منقلب كرده است ، بگو چه خواهى كرد ؟
امام حسين عليه السلام فرمود :
من به خواست خدا قصد سفركردهام ، و در همين يكى دو روز آينده خواهم رفت .
ابن عباس گفت :
ازاين سفر به خدا پناه مى برم . رحمت خداوندى بر تو ، به من بگو آيا به سوى مردمى مى روى كه امير خود راكشته ، وشهرهاى خود را در اختيار گرفته ، ودشمن را بيرون راندهاند ؟ اگر چنين كرده باشند به سوى آنان برو ، ولى اگر تو رادعوت كردهاند درحالى كه امير آنها در رأس كار است ، و بر آنها حكومت مىكند ، و كارگزاران او سرگرم جمع آورى اموال وادارهء شهرها هستند ، در اين صورت تو رابه جنگ دعوت كردهاند ، اطمينان ندارم كه تو رافريب ندهند ، ودروغ نگويند ، و با تو از درستيز در نيايند ، وتنهايت نگذارند ، و دشمن رابه جنگ تو نيانگيزند ، وبدترين وسخت ترين دشمن تو نباشند .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 122
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٢٢