در امنيت و عدالت زندگى كنند و با شركت نكردن در جنگ بر ضد دشمنانشان و گوش ندادن به فرمان رهبرى خواهند توانست در عزّت و شرف باقى بمانند .
در اين مواقع بر سران بيدار دل جامعه فرض است تابا سخنان تكان دهنده و حركت آفرين خود مردم را براى نبرد با دشمن تشويق و آماده كنند از اين رو است كه مى بينيم ابو ايوب انصارى كه دردِ دين دارد به هنگام سستى افراد براى رفتن به جنگ ، سخنان آتشينى راخطاب براى آنان ايراد مىكند .
« همانا امير المؤمنين - كه خداى بزرگش دارد - مطلب را به گوش آن كسى كه شنوايى دارد و قلب سليم ، رسانيد . به درستيكه خداوند شما را به وسيله امير المؤمنين ( ع ) گرامى داشت و كرامت بخشيد ، كرامتى كه شما آنچنان كه سزاوار است آن را نپذيرفتند ، هنگامى كه پسر عم پيامبر و بهترين مسلمانها وسرور ايشان بعد از رسول خدا در ميان شما فرود آمد و رهبرى شما را به عهده گرفت ، او كه دين رابه شما آموزش مىدهد و شما را به جهاد با دشمنان فرا مى خواند .
سوگند به خدا مثل اينكه شنوايى نداريد و بر دلهايتان مهر زده شده كه جواب نمى دهيد . !
بندگان خدا آيا ستم و دشمنى ديروز بر شما نگذشت كه همه اسلام و شما رافرا گرفته بود پس چه بسا صاحب حقّى كه محروم بود و آبرويش بر باد رفته و بر گرده اش شلاق و بر صورتش سيلى نواخته مى شد . پس چون امام آمد حق را آشكار نمود ، عدل را گسترانيد و به كتاب خدا عمل كرد ، پس اين نعمت خدا راشكر گزار باشيد و خطاكارانه پشت نكنيد . شمشيرها را تيز كنيد وسائل جنگى را فراهم نمائيد و آماده جهاد باشيد پس هر گاه فرمان داده شد اطاعت كنيد تا
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٨٥