بعد از جنگ نهروان امام دوباره تصميم به جنگ با معاويه گرفت و مردم را به جهاد فرا خواند . حضرت پرچم فرماندهى ده هزار نفر را به امام حسين عليه السلام سپرد و ده هزار نفر را به عهده قيس بن سعد گذاشت و فرمانده ده هزار نفر ديگر ابو ايوب انصارى شد . و در حالى كه قصد بازگشت به صفين را داشت ، هفته به پايان نرسيده بود كه به شهادت حضرت انجاميد و در نتيجه سپاهيان به كوفه بازگشتند . « 1 » پس از شهادت حضرت على ( ع ) امام حسن ( ع ) لشكر بزرگى را براى جنگ با معاويه فراهم كرد . در آن لشگر بزرگانى از جمله ابوايوب انصارى حضور داشتند « 2 » اما با توطئهء و فتنه هايى كه شد ، اقدامات حضرت ناتمام ماند و امام مجبور شد تن به صلح تحميلى دهد و پس از صلح ، حضرت به مدينه بازگشت و ابو ايوب نيز پس از ايشان به مدينه رفت .
تهديد حاكم مدينه
ابو ايوب با ديدن بدعتهايى كه به وسيله حاكم مدينه ( مروان ) انجام مى گرفت با اومخالفت مى ورزيد و اين مسئله بر مروان هم روشن شده بود به طورى كه روزى مروان به ابو ايوب انصارى گفت :
چه چيزى تو را به مخالفت با ما وا داشته است ؟
ابوايوب كه خود تاريخ زندهء اسلام بود به مروان گفت :
من ديده ام رسول خدا چگونه نماز مى گزارد پس اگر چنان خواندى باتو همراه خواهيم بود و اگر با رسول خدا مخالفت كردى با تو در خواهيم افتاد . « 3 »
هامش
( 1 ) . مناقب ، ابنشهر آشوب ، ج 3 ، ص 194 .
( 2 ) . صلح امام حسن ( ع ) ، ترجمه حضرت آية الله خامنه اى دام ظله العالى ، ص 133 .
( 3 ) . تاريخ دمشق ، ابن عساكر ، ج 5 ، ص 42 ، بيروت .