بجنگيم و اين حركت ماست به سوى آنان و باز پيامبر سفارش كرد با مارقين « 1 » هم بجنگيم ، البته من هنوز آنان را نديده ام اما با آنان نيز خواهم جنگيد . » « 2 » شنيدم رسول خدا ( ص ) به عمار ياسر فرمود : گروه ستم پيشه اى تو را به شهادت مى رسانند و تو در آن هنگام با حقى و حق با توست ، اى عمار ، اگر ديدى على عليه السلام به سمتى مى رود و همه مردم به سمتى ديگر ، همراه على برو . « 3 » سخنان ابوايوب انصارى ، رزمندگان را به حقانيت راهشان اميدوارتر نمود و ابو ايوب به سوى صفين حركت كرد .
نامه معاويه به ابوايوب
روزى معاويه براى ابو ايوب انصارى نامه اى نوشت كه آن نامه يك سطر بيشتر نبود و آن اين بود كه :
« لا تَنْسى شَيْباءُ ابا عَذْرَتِها وَلا قاتِلَ بِكْرِها »
ابو ايوب متوجه نشد منظور معاويه چيست ؟ از اين رو نامه را خدمت حضرت على ( ع ) آورد و گفت :
« اى امير مؤمنان فرزند هند نابكار و پناهگاه منافقان به من نامهاى دروغ است و نمى دانم مقصودش چيست .
- نامه كجاست ؟
هامش
( 1 ) . منافقين و خوارج نهروانى .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن الحديد ، ج 3 ، ص 207 - تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 390 - تاريخ ابن عساكر ، ج 5 ، ص 44 - مجمع الزوائد ، ج 6 ، ص 235 .
( 3 ) . اعيان الشيعه ، ج 6 ، ص 285 ، بيروت ؛ جامع الرواة ، ج 1 ، ص 291 .