علاوه بر آن بسيارى از روايات حتى از علماى اهل تسنن وجود دارد كه كلمهء « شيعه » در آن كتابها آمده است براى نمونه ابن صباغ « 1 » از ابن عباس نقل مىكند كه رسول اكرم ( ص ) به على ( ع ) فرمود : منظور از « خيرالبريه » ( بهترين اهل عالم ) در آيه ششم سورهء بينه ، تو و شيعان تو هستند .
تصميم جسورانه
پس از تثبيت خلافت خليفه اول ، عده اى خواستند تا او را از مسند خلافت به زير كشند . چنان كه امام صادق ( ع ) دربارهء آن ايام مىفرمايد :
دوازده نفر به خليفه اعتراض كردند و مقام ( خلافت ) او را منكر شدند .
از مهاجران شش نفر به نامهاى مقداد ، سلمان ، ابوذر ، عمار و . . . و از انصار نيز شش نفر به نامهاى : ابو ايوب انصارى ، عثمان بن حنيف و . . . اينان با خود گفتند : وقتى خليفه بر روى منبر رسول خدا ( ص ) رفت ، او را از منبر به پائين مى آوريم . بعضى از آنان گفتند :
« در اين باره با على ( ع ) مشورت مى كنيم ، اگر آن جناب اجازه داد حتماً اين كار را خواهيم كرد . »
همگى بر اين پيشنهاد هم رأى شدند و به حضور على عليه السلام آمدند و چنين گفتند :
« اى امير مومنان ، از حق دست كشيده و آن را وانهادى ، رسول خدا ( ص ) فرمود : « عَلىٌ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلىٍّ يَميلُ كَيْفَ ما مالَ » . على با حق است و حق با على است هر جا على بگردد حق نيز
هامش
( 1 ) . الفصول المهمه ، ص 122 .