در مواضع احراب مشرك قرار دارند . آيا آن لشكر و افرادش را مى بينى ؟ به خدا سوگند دوست داشتم همهء كسانى كه در ارودگاه معاويه گرد آمده اند و با ما سر جنگ دارند يك تن بودند و من سر آن يك تن را مى بريدم و قطعه قطعه مى كردم . به خدا ريختن خون همهء آنها از ريختن خون گنجشك حلالتر است . آيا تو خون گنجشك را حرام مى دانى ؟ گفت : نه ، بلكه حلال است . ( عمّار ) گفت : آنان نيز خونشان حلال است . آيا اكنون شبهه ات را از دلت زدودم ؟ گفت : آرى حقيقت را برايم روشن ساختى
راوى مى گويد آن مرد روانه شد ، عمّار وى را به حضور خود خواند و به او گفت :
« آگاه باش كه آنان چنان با شمشير ما را بزنند ، كه باطل گرايانِ شما را به شك اندازند كه بگويند : و اگر اينان بر حق نبودند بر ما پيروز نمى شدند ؟ به خدا آنان به اندازهء خاشاكى كه در چشم مگسى فرو رود از حق بهره اى ندارند . به خدا اگر چنان ما را بزنند تا ما را به نخلستانهاى ( دوردست ) هَجَر برانند ذرّه اى در حقانيّت خود و باطل بودن آنان ترديد نخواهم كرد . » « 1 »
سخنرانى عمّار در صفين
عمّار ، اين فرمانده شجاع و آگاه ، قبل از عمليّات ، به توجيه عقيدتى سياسى نيروهاى تحت امر خود مى پرداخت ، وجهت ايجاد انگيزهء لازم و رفع هر گونه ابهام ، سخنرانى كرده و در اين باره گفت :
« بندگان خدا ! به همراه من به سوى گروهى رهسپار شويد كه خونبهاى كسى را مىطلبند كه برخود ستم كرد و بر خلاف فرمان خدا برمردم
هامش
( 1 ) . وقعه صفين ، ص 321 .