تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

7 - 2 - بىاعتنايى به حاكمان ظالم

امام سجّاد ( ع ) و عبدالملك مشغول طواف بيت اللَّه الحرام بودند و حاجيان نيز آن بزرگوار را بسيار احترام مىكردند . عبدالملك گفت : اين شخص كيست ؟ گفتند : علىبن الحسين ( ع ) . عبدالملك رو به امام كرد و گفت : اى علىبن الحسين ( ع ) من قاتل پدر شما نيستم . چرا نزد ما نمىآيى ؟ امام ( ع ) اعتنايى به او نكرد و در پاسخش فرمود : همانا قاتل پدرم با عملى كه مرتكب شد دنياى او را تباه كرد و پدرم نيز آخرت را بر او تباه فرمود . پس اگر تو نيز دوست دارى كه قاتل پدرم باشى ، بوده باش . تكبّر و نخوت عبدالملك فروكش كرد و گفت : هرگز ! ولى نزد من بيا تا از دنياى ما برخوردار شوى . ولى امام سجاد ( ع ) با نشان دادن كرامت ، به عبدالملك جواب كافى و محكم داد . « 1 »

3 - تمجيد از شهيدان كربلا

1 - 3 - حضرت عباس ( ع )

امام زين العابدين ( ع ) در ديدار با عبيداللَّه‌بن عباس ( ع ) فرمود : خداوند عمويم عباس را رحمت كند كه برادرش را بر خود مقدّم داشت و جان عزيزش را فداى آن حضرت كرد . تا اينكه در راه يارى او دو دستش قطع شد و حقّ تعالى در عوض آن دو دست ، دو بال به او مرحمت كرد كه با فرشتگان در بهشت پرواز كند . همانطور كه به جعفربن ابى طالب ( ع ) مرحمت كرد . عباس در روز قيامت مقامى دارد كه تمام شهيدان به آن مقام غبطه مىخورند . « 2 »

2 - 3 - آل عقيل

امام سجاد ( ع ) بيش از آنچه به ديگر عموزاده هايش محبّت كند به فرزندان
هامش
( 1 ) - الخرائج ، ج 1 ، ص 255 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 44 ، ص 298 و ج 22 ، ص 274 .