مدّتها در آن ساكن گردد . « 1 » خود آن بزرگوار نيز با وجود بردبارى زياد ، در سوگ پدرش هميشه اندوهگين و نالان بود و برايش مرثيه سرايى مىكرد . « 2 » بنا به گفتهء سيّدبن طاووس ، آن حضرت در حالى كه روزها ، روزهدار و شبها به عبادت مشغول بود . چهل سال « 3 » براى پدر شهيدش گريست . وقتى غلام آن بزرگوار به هنگام افطار برايش غذا و آب آورد تا ميل كند فرمود : « قُتِلَ ابنُ رسولِ اللَّه جائعاً ، قُتِلَ ابنُ رسولِ اللَّه عطشاناً . » « پسر پيامبر خدا ، گرسنه و تشنه به شهادت رسيد . » آنقدر اين جملهها را تكرار مىكرد و مىگريست كه غذا و آبش با اشك چشمش مخلوط مىشد و همواره به اين حال بود تا به خداوند متعال پيوست . « 4 » در گزارشى ديگر آمده است : امام سجّاد ( ع ) به غلامش مىفرمود : تنها درد دل و غم خود را با خدا مىگويم و از لطف و كرم بىاندازهى او چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد . سپس فرمود : هيچ گاه محلّ كشته شدن فرزندان فاطمه ( س ) را به ياد نمىآورم مگر آنكه حزن و اندوه حلقومم را مىفشارد . « 5 » ابن شهر آشوب مىگويد : امام سجّاد ( ع ) [ در مصيبت پدر بزرگوارش ] به قدرى گريه مىكرد كه احتمال مىرفت چشمانش آسيب ببيند . « 6 » غلامِ امام چهارم ( ع ) به صفّه و ايوان سر پوشيدهى آن جناب كه پيوسته در آنجا در حال سجده و گريه بود نزديك شد و گفت : اى آقاى من ! اى علىبن الحسين ! آيا هنوز وقت آن نرسيده كه حزن و غصّهات تمام شود ؟ حضرت سر مبارك از زمين برداشته و متوجه او شده و فرمودند : واى بر تو ! ( يا فرمودند : مادرت به عزايت
اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 72
مساهمون: محمد مظفرى
ص٧٢
هامش
( 1 ) - كامل الزيارات ، ص 201 .
( 2 ) - الملهوف ، ص 233 ، نور العين ، ص 78 ، ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 190 .
( 3 ) - بيست سال . ( كامل الزيارات ، ص 213 )
( 4 ) - الملهوف ، ص 233 . نيز ر . ك مناقب ، ج 4 ، ص 180 ، با مقدارى تفاوت .
( 5 ) - كامل الزيارات ، ص 213 .
( 6 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 180 .