بنشيند ) به خدا قسم حضرت يعقوب در حادثهاى بس كمتر و واقعهاى ناچيزتر از آنچه من ديدم [ مبتلا شد و ] به پروردگار متعال شكايت نمود و گفت : « يا أَسَفى على يوسف » « 1 » اى دريغ بر فراق يوسفم . با اينكه ايشان تنها يك فرزندش ناپديد شده بود . ولى من مىديدم كه پدرم و جماعتى از اهل بيتم را سر مىبريدند . « 2 » گريه امام سجاد ( ع ) بر واقعه كربلا ، جدا از تأثّر روحى ، يك مبارزه سياسى بود . آنان كه از علّت گريه امام ( ع ) آگاه بودند حادثه كربلا و ستمگرى خاندان اموى در خاطرهايشان تجديد مىشد . افرادى هم كه علّت آن را نمىدانستند با گريه آن بزرگوار از سبب آن آگاه شد و حماسهى عاشورا براى هميشه زنده نگه داشته مىشد .
5 - 2 - تهيّه غذا براى عزاداران پدر
6 - 2 - به دست كردن انگشتر مخصوص
اين جمله بر انگشتر امام سجّاد ( ع ) حكّ شده بود : « خَزِىَ وشَقى قاتل الحسين بن على ( ع ) . » « 4 » « قاتل حسينبن على ، خوار و بدبخت شد . » آن بزرگوار با اين روش بر زنده نگه داشتن حماسهى عاشورا و ايجاد نفرت نسبت به ظالمان به خاندان پيامبر ( ص ) اقدام مىكند .