تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣

بنشيند ) به خدا قسم حضرت يعقوب در حادثه‌اى بس كمتر و واقعه‌اى ناچيزتر از آنچه من ديدم [ مبتلا شد و ] به پروردگار متعال شكايت نمود و گفت : « يا أَسَفى على يوسف » « 1 » اى دريغ بر فراق يوسفم . با اينكه ايشان تنها يك فرزندش ناپديد شده بود . ولى من مىديدم كه پدرم و جماعتى از اهل بيتم را سر مىبريدند . « 2 » گريه امام سجاد ( ع ) بر واقعه كربلا ، جدا از تأثّر روحى ، يك مبارزه سياسى بود . آنان كه از علّت گريه امام ( ع ) آگاه بودند حادثه كربلا و ستم‌گرى خاندان اموى در خاطرهايشان تجديد مىشد . افرادى هم كه علّت آن را نمىدانستند با گريه آن بزرگوار از سبب آن آگاه شد و حماسه‌ى عاشورا براى هميشه زنده نگه داشته مىشد .

5 - 2 - تهيّه غذا براى عزاداران پدر

سوگوارى بر مصائب كربلا ، آن چنان از اهميّت بالايى برخوردار است كه امام چهارم ( ع ) نه تنها خود از عزاداران اين مصيبت بوده و ديگران را به آن دعوت مىكند بلكه خوراك ماتم‌دارى زنان بنى هاشم را نيز تدارك مىبيند . « 3 »

6 - 2 - به دست كردن انگشتر مخصوص

اين جمله بر انگشتر امام سجّاد ( ع ) حكّ شده بود : « خَزِىَ وشَقى قاتل الحسين بن على ( ع ) . » « 4 » « قاتل حسين‌بن على ، خوار و بدبخت شد . » آن بزرگوار با اين روش بر زنده نگه داشتن حماسه‌ى عاشورا و ايجاد نفرت نسبت به ظالمان به خاندان پيامبر ( ص ) اقدام مىكند .

هامش
( 1 ) - يوسف ، آيه 84 .
( 2 ) - كامل الزيارات ، ص 350 . نيز ر . ك . كشف الغمة ، ج 2 ، ص 314 ؛ مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 142 و تاريخ مدينه دمشق ، ج 41 ، ص 386 با مقدارى تفاوت و كاستى .
( 3 ) - المحاسن ، ص 420 .
( 4 ) - بحار الانوار ، ج 46 ، ص 5 .
اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 73 | محمد مظفرى / سعيد جمشيدى