اى اهل بيت نبوّت و معدن رسالت و محلّ فرود فرشتگان و نزول وحى ! من فرستادهى مختارم . سر عبيداللَّهبن زياد را برايتان آوردهام . . . . امام چهارم ( ع ) فرمود : خداوند او را به آتش كشاند . نيز بعضى از راويان گفتهاند : علىبن الحسين ( ع ) از روزى كه پدرش كشته شد هيچ روزى خندان ديده نشد . مگر همان روز . او شترانى داشت كه از شام ميوه حمل مىكردند . چون سر عبيداللَّه را نزدش آوردند دستور داد آن ميوهها را در ميان مردم مدينه تقسيم كردند . زنان خاندان پيامبر ( ص ) كه از روز عاشورا شانه و رنگ نزده بودند آن روز خود را آراستند . « 1 » در گزارشى ديگر چنين آمده است : وقتى مختار سر ابن زياد را براى امام سجاد ( ع ) فرستاد آن جناب ، غذا مىخورد . با مشاهدهى آن فرمود : زمانى كه ما را نزد ابن زياد بردند او مشغول خوردن غذا و سر امام حسين ( ع ) مقابلش بود . من گفتم : خدايا ! مرا زنده بدار تا وقتى كه سر ابن زياد را در حال غذا خوردن ببينم . پس شكر خدايى كه دعايم را مستجاب كرد . « 2 »
شهادت امام سجاد ( ع )
بنا به قول مشهور سرانجام امام سجاد ( ع ) در سال 95 ه . ق در سنّ پنجاه و هفت سالگى دار فانى را وداع گفت . « 3 » قاتل آن بزرگوار ، وليد و هشامبن عبدالملك است . « 4 » زيرا هشام به جهت دشمنى و بُغضى كه در هنگام استلام حجر الاسود از آن حضرت به دل گرفته بود و همچنين علّتهاى ديگر ، برادر خود وليد را وادار كرد كه امام زين العابدين ( ع ) را