آنگاه آنچه كه بود همه را به يغما بردند تا اينكه روپوش ما را هم گرفتند . « 1 » برخى از مورّخين نوشتهاند : هنگامى كه امام ( ع ) به شهادت رسيد زنان از خيمهها بيرون دويدند صداى گريه و ناله سر دادند . فاطمه بنت الحسين نيز گريه كرد و گفت : وا ابتاه ، وا غربتاه ، وا ضيعتاه بعدك يا ابا عبداللَّه . « 2 »
خطبه بانو فاطمه ، دختر امام حسين ( ع ) :
راوى گويد : پس از آن كه فاطمه صغرى همراه اسيران كربلا به كوفه وارد شد ، اين خطابه را ايراد كرد :
خداى را سپاس مىگويم به شمار سنگريزههاى دشت و بيابان و به وزن آنچه ميان خاك تا افلاك است . او را سپاس مىگويم و به او ايمان مىآورم و بر او توكل مىكنم .
اشْهَدُ ان لا إله الا اللَّه وَحْدَهُ لا شَريكَ لَه وَ ان مُحَمّداً عَبده وَ رَسُولُه . و گواهى مىدهم بر اين كه فرزندان پيامبر بى آن كه مكرى انديشيده يا خونى ريخته باشند ، بر ساحل فرات كشته شدهاند .
خدايا به تو پناه مىبرم از اينكه بر تو دروغى ببندم و يا بر خلاف آنچه بر پيامبرت فروفرستادهاى ، سخنى بگويم . تو بر محمد وحى كردى كه براى جانشين خود ، علىبن ابى طالب ، از مردم پيمان بگيرد . اما مردم حق او را پامال كردند و او را بدون گناه كشتند - همانطور كه ديروز فرزندش را كشتند - در خانهاى از خانههاى خداوند ( مساجد ) كه در آن گروهى از مردم كه به زبان مسلمانند حضور داشتند ؛ خداوند هلاكشان كند ! نه در دوران زندگى و نه هنگام مرگ هيچ ستمى را از او دفع نكردند ، تا آن كه او را نزد خود بردى ، در حالى كه مناقبى پسنديده داشت . نرمخو بود و فضايلش بر همه آشكار بود . راه و روش او بر همگان شناخته بود . در راه تو از سرزنش هيچ سرزنش كنندهاى و يا سركوفت هيچ سركوفت زنندهاى نهراسيد .
پروردگارا تو خود ، در كودكى او را هدايت كردى و در بزرگى فضايلش را ستودى . او پيوسته مصلحت ( دين ) تو و پيامبرت را مىخواست . تا آن كه او را نزد خويش فراخواندى ، در حالى كه پارسا و از حرص و آزبرى بود ، راغب به آخرت بود ، و در راه تو مجاهدت كرد . تو از او خشنود شدى و او
هامش
( 1 ) - اسرار الشهاده ، ج 3 ، ص 132 .
( 2 ) - نورالعين فى مشهد الحسين ، ص 54 .