روزها را روزه مىگرفت ، شبها به عبادت مشغول بود . بخاطر جمالى كه داشت او را به حورالعين تشبيه كردهاند . وى پس از يكسال كه بر اين منوال گذشت به غلامان خويش دستور داد هنگامى كه تاريكى شب فرا رسيد اين خيمه را از اينجا بر كَنيد ، وقتى كه هوا تاريك شد ، شنيد گريندهاى مىگويد : آيا گمشدهء خود را يافتيد ؟ ديگرى گفت : بلكه نااميد شده برگشتند . « 1 » وى پس از حسنبن حسن با عبداللَّهبن عمروبن عثمان ازدواج كرد . « 2 » بنابر گفته برخى از منابع فاطمه فرزندانى به نامهاى : محمد الاصغر ، قاسم ، رقيّه از عبداللَّهبن عثمان داشت . « 3 » فاطمه داراى فضايل و مقاماتى است زيرا او راوى روايتى از پيامبر اكرم ( ص ) مىباشد . « 4 » و همچنين طبق فرموده امام باقر ( ع ) امام حسين ( ع ) در آستانهء شهادت نامهء پيچيدهاى به دختر بزرگ خود فاطمه داد و وصيّت زبانى هم به او فرمود چون در آن هنگام امام زين العابدين بيمار بود و فاطمه بعداً آن نوشته را به علىبن الحسين ( ع ) تسليم كرد ، پس از آن به ما رسيد . « 5 » فاطمه از جمله كسانى بود كه در روز عاشورا در كربلا حضور داشت ، عبداللَّهبن حسين ( ع ) « 6 » از مادرش فاطمه بنت الحسين چنين نقل مىكند كه : روز عاشورا غارتگران به خيمه ما يورش آوردند در حالى كه من دختر كوچكى بودم ، در پاهايم خلخالى از طلا بود مردى خلخال از پايم بيرون كشيد و گريه هم مىكرد ، به او گفتم : چرا گريه مىكنى اى دشمن خدا ! گفت : چگونه نگريم در حالى كه دارم اموال دختران رسول خدا را غارت مىكنم ، گفتم : پس غارت نكن . گفت : مىترسم ديگرى بيايد و اينها را بگيرد ، فاطمه گويد :
اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 176
مساهمون: محمد مظفرى
ص١٧٦
هامش
( 1 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 22 - 23 . بسيارى از اين مطالب در شرح حال حسنبن حسن ( حسن مثنّى ) ، آورده شد .
( 2 ) - المعارف ، ص 213 .
( 3 ) - همان ، ص 199 .
( 4 ) - الاختصاص ، ص 233 .
( 5 ) - نفس المهموم ، ص 316 - 315 ، ترجمه شعرانى ، ص 184 ؛ اثبات الوصيّة ، ص 142 ؛ الدمعة الساكبه ، ج 4 ، ص 338 .
( 6 ) - ظاهراً عبداللَّهبن حسين غلط است ، صحيحش عبدالهبن حسن بايد باشد .