تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١

فصل چهارم : از مدينه تا هنگام وفات

1 - مخالفت والى يزيد با زينب در مدينه

در كتاب « اخبار الزينبات » چنين آمده است : چون زينب كبرى با زنها و كودكان از شام به مدينه آمد ، بين او و عمروبن سعيد اشدق اختلافى پيش آمد . عمروبن سعيد كه از طرف يزيد والى مدينه بود ، براى يزيد نامه نوشت و درخواست كرد زينب را از مدينه بيرون كند . يزيد هم فرمان داد كه زينب ( س ) را از مدينه تبعيد كنند ، سپس عمروبن سعيد برنامهء سفر حضرت زينب و همراهانش - زنهاى ديگر بنى هاشم - را به مصر فراهم كرد . چند روز از ماه رجب سال 61 ه . ق باقى مانده بود كه وارد مصر شدند . سپس امام صادق عليه السّلام از جناب حسن مثنى چنين نقل كرده است : چون عمه‌ام زينب از مدينه خارج شد . به همراه او برخى از زنان بنى هاشم از جمله فاطمه دختر عمويم حسين ( ع ) و خواهرش سكينه سلام إله عليهما بودند . « 1 » مؤلف اين كتاب در جاى ديگر مىگويد : زينب ( س ) در مدينه مردم را به قيام به جهت خونخواهى امام حسين ( ع ) دعوت مىكرد . همين كه عبداللَّه‌بن زبير در مكه قيام كرد و از مردم خواست جهت خونخواهى امام حسين ( ع ) و خلع يزيد به پا خيزند اين خبر به اهل مدينه رسيد . حضرت زينب ( س ) خطبه خواند و از مردم خواست كه براى خونخواهى امام حسين و عليه يزيد برخيزند . خبر به عمروبن سعيد اشدق رسيد و او نامه‌اى براى يزيد نوشت و از وى كسب تكليف كرد . آن ملعون هم نوشت كه بين زينب و مردم جدايى بيندازد . عمرو به منادى خويش

هامش
( 1 ) - اخبار الزينبات ، ص 118 ؛ تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيدالشهدا ( ع ) ، ص 83 ، زينب الكبرى ، جعفرنقدى ، ص 119 .