تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨

صبرش سنگين‌تر از كوهها و بزرگ‌تر از همه چيز بود درخواست صبر نمود ، از آن جمله چنين گفت : اى يادگار جدّ ، پدر و برادرانم ! چرا ناراحت هستى و جان خود را در معرض نابودى قرار داده‌اى ؟ سوگند به خدا اين مصيبت‌ها را جدّ و پدرت به ما خبر داده‌اند و ما در انتظار چنين روزى بوديم ؛ خداوند از افرادى عهد و پيمان گرفته است كه فرعون‌هاى زمان آنان را نمىشناسند ، لكن اهل آسمانها آنها را به خوبى مىشناسند ، افرادى خواهند آمد و اين بدنهاى پاره پاره شده را جمع خواهند كرد و به خاك خواهند سپرد . در اين سرزمين براى پدرت نشانه‌اى نصب خواهد شد كه گذشت قرنها آنها را محو نخواهد كرد ، آن نشانه همچنان پايدار خواهد بود . جبّاران روزگار و ستمگران خواهند كوشيد كه اين نشانه را از بين ببرند لكن روز به روز در ترقّى و تعالى خواهد بود و از گزند بدخواهان و حوادث مصون و محفوظ خواهد ماند . « 1 » اشعار زير را حضرت زينب ( س ) ايراد فرمودند ، زمان سرودن ، آنها را دوگونه گفته‌اند : موقع وداع و يا بعد از غارت خيمه‌ها :

قِفُوا وَدَّعُونا قَبْلَ بُعْدِكُمْ عَنَّا * وَداعاً فَانَّ الْجِسْمَ مِنْ اجْلِكُمْ مُضْنى فَقَدْ نُقِّضَتْ مِنِّى الْحَياة وَاصْبَحَتْ * عَلَىَّ فُجاجُ الْارْضِ مِنْ بَعْدِكُمْ سِجْناً سَلامٌ عَلَيْكُمْ ما امَرَّ فِراقَكُمْ * فَيا وَيْلَتا مِنْ قَبْلِ ذاالْيَوْمِ قَدْ مِتْنا وَ انّى لَأَرْثى لِلْغَريبِ وَإِنَّنى * غَريبٌ بَعيدُ الذّارِ وَالْاهْلِ وَ الْمَغْنى إذا طَلَعَتْ شَمْسُ النَّهارِ ذَكَرْتُكُمْ * وَ انْ غَرَبَتْ جَدَّدْتُ مِنْ اجْلِكُمْ حُزْناً لَقَدْ كانَ عَيْشى بالْاحِبَّةِ صافِياً * وَما كُنْتُ ادْرى انَّ صُحْبَتَنا تُضْنى زَمانٌ نَعِمْنا فيهِ حَتَّى إذا انْقَضى * بَكَيْنا عَلى أيَّامِنا بِدَمٍ أقْنى فَوَ اللَّهِ قَدْ زادَ اشْتِيا قى إلَيْكُمْ * وَلَمْ يَدَعِ التَّغْميضُ لى بَعْدَكُمْ جَفْنا وَ قَدْ بارَحَتْنى لَوْعَةُ الْبَيْنِ وَ الْأَسى * وَقَدْ صِرْتُ دوُنَ الْخَلْقِ لى مَفْزَعاً سَنا
هامش
( 1 ) - كامل الزّيارات ، باب 88 ، ص 79 ، ترجمه ذهنى تهرانى ؛ مقتل الحسين ( ع ) مقرّم ، ص 308 . الدّمعة السّاكبة ، ج 5 ، ص 15 - 14 .
اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 108 | محمد مظفرى / سعيد جمشيدى