تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

روز دوشنبه با خيمه‌گاه و سرا پرده‌اش به غارت بردند ؛ پدرم فداى آن شهيدى كه طناب‌هاى خيمه‌اش را بريده و خرگاهش را سرنگون نمودند ؛ پدرم فداى آن مسافرى كه اميد بازگشت نيست ؛ پدرم فداى آن مجروحى كه زخمهاى بدنش قابل مداوا نيست ؛ پدرم به فداى آن كه كاش جان من بلا گردان او مىشد ؛ پدرم به قربان آن عزيزى كه با دلى پر اندوه به شهادت رسيد ، پدرم به فداى آن كه با لب تشنه سر از بدنش جدا شد . پدرم به فداى آن كه فرزند رسول هدايت و نور بود . پدرم به فداى آن كه فرزند محمد مصطفى ( ص ) بود . پدرم به قربان آنكه فرزند خديجهء كبرى بود . پدرم به فداى فرزند على مرتضى . پدرم به فداى فرزند فاطمه زهرا ، بزرگِ زنان جهان . پدرم به فداى فرزند آن كسى كه خورشيد به احترامش بازگشت تا نماز گزارد ! راوى مىگويد : به خدا سوگند نوحه سرايى زينب كبرى بر برادرش حسين ، دوست و دشمن را به گريه انداخت . « 1 » سپس حضرت زينب ( س ) دستها را زير بدن پاك و مقدس گذاشت و بدن را به سوى آسمان بلند كرد و عرض كرد : الهى تَقَبَّلْ منّا هذا القربان . « 2 » پروردگار را اين قربانى را از ما [ آل‌محمد ] قبول فرما !

18 - 2 - نقل اخبار غيبى براى امام سجّاد ( ع ) در قتلگاه

هنگام ورود اهل بيت ( ع ) به قتلگاه وقتى چشم امام سجّاد ( ع ) به اجساد پاره پارهء شهيدان افتاد كه در بين‌شان جگر گوشه حضرت زهرا ( س ) به حالتى افتاده بود كه جا داشت از آن مصيبت آسمانها پاره ، زمين دگرگون و كوهها متلاشى شوند ، حضرت منقلب شد . به طورى كه نزديك بود روح از بدن مباركش پرواز كند ، عمّه‌اش زينب متوجّه شد . فهميد فرزند برادر در چه حالت خطرناكى به سر مىبرد نزديك است كه از غم پدرش جان بسپارد ، بىدرنگ او را دلدارى داد ، از او كه
هامش
( 1 ) - الملهوف ، ص 180 ؛ زينب الكبرى ، نقدى ، ص 110 ؛ مناقب ، ج 4 ، ص 122 . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 456 .
( 2 ) - مقتل الحسين ( ع ) مقرم ، ص 307 ؛ كبريت احمر ، ج 2 ، ص 13 ؛ زينب الكبرى ، نقدى ، ص 75 .