« اى زياد ! سليمان بن صرد ، حجربن عدى ، شبث بن ربعى ، ابن كوّا ، و عمروبن حمق را در نماز جماعت حاضر كن . » « 1 »
شعرى از عمرو
پس از پايان جنگ صفين و داستان اسفبار حكميت ، غم و اندوه بر عمرو فشار آورد . و اين احساس دردناك از درون او به صورت شعرى نمودار گشت ، كه بر زبان عمرو جارى شد و آن را زمزمه كرد .
« چون همسرم بى خوابى مرا ديد گفت :
از اصحاب صفين چه چيزى تو را چنين هيجان زده كرده است ؟
مگرتو از گروهى نيستى كه خداوند ،
به وسيلهء آنان ديگران را هدايت مىكند ؟
گروهى كه نه ستم مىكنند و نه دنبال گمراهى مىروند .
در پاسخ همسرم گفتم : من از سرانجام امورى كه در پيش است نگرانم ،
از دگرگونى حال اين قوم بيم دارم ،
تو آزرم نگهدار و بيشتر از اين از من مپرس . » « 2 »
معاويه و عمروبن حمق
وفاى به عهد ومحترم شمردن تعهدات ، يكى از خصلتهاى بارز مردان خدا است . قرآن كريم در موارد زيادى دربارهء آن سفارش كرده ، و آن را از ويژگيهاى مؤمنان شمرده است .
ولى طاغوتها و پيروانشان به مقتضاى خوى ناجوانمردانهء خود ، براى تعهدها و پيمانها ارزش و احترامى قائل نيستند .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 179 .
( 2 ) . وقعهء صفين ، ص 381 .