زياد كسى رانزد عمرو فرستاد وپيام داد كه :
« اى عمرو ! چرا اين اجتماعات را تشكيل مىدهى ؟ اگر با كسى سخنى دارى در مسجد بگو . . . » « 1 »
ياور حُجربن عدى
عمرو از ياران و همرزمان حجربن عدى بود . روزى « حُجربن عدى » در مسجد كوفه به حكومت جبّار اعتراض كرد ودرگيرى پيش آمد . در اين برخورد عمرو به كمك حجر شتافت كه توسط نيروهاى امنيتى « الحمراء » ( سازمان انتظامى زيادبن ربيه ) از ناحيهء سر به شدّت مجروح شد و دوستانش آمدند واو را بردند . « 2 »
مقاومت
عمرو درشرايط فشار و اختناق حاكم ، به شيوههاى گوناگون مخالفت خود رابا نظام اموى ابراز مىكرد ، ودربرابر دستگاه جبّار به مبارزهء منفى مىپرداخت .
براى او كه شاهد ظلم و ستمهاى بى شمار نظام حاكم بود ، امكان نداشت كه راحت طلبى پيشه سازد و با دشمن سازش كند ، و از على عليهالسّلام و خاندان پاكش روى بگرداند ، و صحنهء پيكار ومبارزه را ترك كند ، و در گوشهاى بخزد ، كه تربيت يافتگان مكتب پيامبر و على ( ع ) چنين نتوانند بود .
يكى از مظاهر مقاومت او در برابر طاغوت زمان اين بود كه در نماز جماعتى كه به پيشوايى فرماندار كوفه برگزار مىگرديد شركت نمىكرد . و اين عمل ، خشم طاغوت را بر مىانگيخت و براى او غير قابل تحمل بود . بدين جهت ، معاويه به فرماندار خود دركوفه فرمان داد كه :
هامش
( 1 ) . كامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 426 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 236 .
( 2 ) . كامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 474 ؛ اسدالغابه ، ج 4 ، ص 100 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 258 ؛ اصابه ، ج 2 ، ص 533 .