تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦

آموخت . او حس استغنا و بىنيازى به مردم داد . روزى كه مىخواهد از مكه حركت كند ، يك ذرّه قيام خودش را مشروط نمىكند و اين طور مىفرمايد : « خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ ادَمَ » و در آخر خطبه مىفرمايد : « فَمَنْ كانَ فينا باذِلًا مُهْجَتَهُ مَوْطِناً عَلى لِقاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ ، فَلْيَرْحَلْ مَعَنا فَانّى راحِلٌ مُصْبِحاً انْ شاءَ اللَّهِ تَعالى » « 1 » من فردا صبح حركت مىكنم ؛ هر كس كه آمادهء جانبازى است و حاضر است خون قلب خودش را در راه ما بريزد و تصميم به ملاقات حق گرفته است ، فردا صبح حركت كند كه من رفتم . ديگر بيش از اين حرفى نيست . اين مقدار استغنا قطعاً در دنيا نظير ندارد . از اين بالاتر شب عاشوراست كه اصحاب و اهل بيتش را جمع مىكند و از آنها تمجيد و تشكر مىكند . بعد به آنها مىگويد : بدانيد از همهء شما متشكر و ممنونم ، ولى بدانيد كه دشمنان با شما كارى ندارند و اگر بخواهيد برويد مانع شما نمىشوند ؛ من هم از نظر شخص خودم كه با من بيعت كرده‌ايد بيعت خودم را از دوش شما برداشتم و محظور بيعت هم با من نداريد ، هر كس مىخواهد برود آزاد است . حسين ( ع ) از اهل بيت و اصحابى كه دربارهء آنها گفته است كه اهل بيتى بهتر و باوفاتر از اينها سراغ ندارم ، اين مقدار استغنا نشان مىدهد و هرگز سخنانى از اين قبيل كه من را تنها نگذاريد ، من غريبم ، مظلومم ، بيچاره‌ام ، نمىگويد . البته تكليف دين خدا را برنمىدارد ؛ لذا با افراد كه اتمام حجت مىكرد ، اگر در آنها تمايل به ماندن نمىديد به آنها مىگفت از اين صحنه دور بشويد زيرا من نمىخواهم شما به عذاب الهى گرفتار شويد ، چون اگر از كسى استمداد كنم و او صداى استمداد مرا بشنود و مرا مدد نكند ، خداوند او را به عذاب جهنم مبتلا خواهد كرد . اين درس استغنا درس كوچكى نبود . همين استغنا بود كه بعدها روحيهء استغنا به وجود آورد و چقدر قيام‌ها و نهضت‌ها به وجود آمد ! حسين بن على درس غيرت به مردم داد ، درس تحمل و بردبارى به مردم داد ، درس تحمل شدايد و سختىها به مردم داد . اينها براى ملت مسلمان درس‌هاى بسيار بزرگى بود . پس اين كه مىگويند حسين بن على چه كرد و چطور شد كه دين اسلام زنده شد ، جوابش همين است كه حسين بن على روح تازه دميد ، خون‌ها را به جوش آورد غيرت‌ها را تحريك كرد ، عشق و

هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 44 ، ص 366 .