تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧

دومين جهت تقدس اين گونه قيام‌ها و نهضت‌ها اين است كه در شرايط خاصى كه هيچ‌كس گمان نمىبرد قرار گرفته‌اند ؛ يعنى يك مرتبه در يك فضاى بسيار بسيار تاريك و ظلمانى يك شعله روشن مىشود ، شعله‌اى در يك ظلمت مطلق ؛ فرياد عدالتى است در يك استبداد و ستم مطلق ، جنبشى است در يك سكون و در حالى كه همه ساكن و مرعوبند ، كلام و سخنى است در يك خاموشى مرگبار . به عنوان مثال نمرودى پيدا مىشود كه يك مرد باقى نمىگذارد ، و در همين زمان نهضت مقدس ابراهيم صورت مىگيرد : « انَّ ابْراهيمَ كانَ امَّةً قانِتاً » . « 1 » يا فرعونى پيدا مىشود و همان طورى كه قرآن مىفرمايد : انَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِى الْارْضِ وَ جَعَلَ اهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ ابْنائَهُمْ وَ يَسْتَحْيى نِسائَهُمْ . « 2 » و در همين عصر موسايى پيدا مىشود . و يا در عصر بعثت خاتم الانبياء كه تمام دنيا در ظلمت و خاموشى و هرج و مرج و فساد فرو رفته است ناگهان فرياد « قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحوا » بلند مىشود . دولت اموى است ، تمام نيروها را به‌نفع خودش تجهيز كرده است حتى نيروى مذهب را ، به اين ترتيب كه محدّثين از خدا بىخبر را استخدام كرده و به آنها پول مىدهد تا به نفع او حديث جعل كنند . مىگويند يك عالم اموى گفته است : « انَّ الْحُسَيْنَ قُتِلَ بِسَيْفِ جَدِّهِ » « 3 » حسين با شمشير جدّش كشته شد ، و منظور او اين بوده است كه حسين به حكم دين جدّش كشته شد . ولى من مىگويم اين حرف به معنى ديگرى درست است و آن اينكه بنىاميّه توانسته بودند اسلام را آنچنان استثمار و استخدام و منحرف كنند كه يك عده مردم از خدا بىخبر به عنوان جهاد و خدمت به اسلام ، به جنگ حسين بيايند « وَ كُلٌّ يَتَقَرَّبونَ الَى اللَّهِ بِدَمِهِ . » « 4 » بعد از شهادت ابا عبداللَّه به شكرانهء اين عمل چندين مسجد ساخته شد . ببينيد ظلمت و تاريكى چقدر بوده است !

هامش
( 1 ) . نحل / 120 .
( 2 ) . قصص / 4 .
( 3 ) . مقتل الحسين مقرّم ، ص 6 . عبارتى است از ابوبكر ابن العربى اندلسى در عواصم ، ص 232 .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 44 ، ص 298 .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 257 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى