تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
به خدا قسم ، مرگ ناگهانى و ضربت ناگهانىاى كه بر من خورد ، يك ذره مورد كراهت من نيست . من افتخار مىكنم و آرزوى چنين روزى را داشتم ، به خدا قسم ، مثَل من مثَل آن عاشقى است كه به معشوق خود رسيده باشد . به قول شاعر :
ديدار يار غايب ، دانى چه ذوق دارد * ابرى كه در بيابان بر تشنه‌اى ببارد
مثَل من در حال اين ضربت خوردن مثَل همان مردمى است كه در شب‌هاى تاريك دنبال آب مىگردند و ناگهان به آب مىرسند .
دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند * و اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

اين از نظر شخصى و فردى . اما اسلام يك طرف ديگر هم دارد ؛ قضايا را هميشه از جنبهء شخصى مطالعه نمىكند ، از جنبهء اجتماعى هم مطالعه مىكند . حادثهء عاشورا از جنبهء اجتماعى و نسبت به كسانى كه مرتكب آن شدند ، مظهر يك انحطاط در جامعهء اسلامى بود . لذا دائماً بايد يادآورى بشود كه ديگر چنين كارى را مرتكب نشوند . اين همان « آخى » است كه يك ملت مىگويد : ما مسلمان‌ها چنين كارى كرديم ؟ ! لعنت به كسانى كه چنين كارى كردند ، پس ديگر چنين كارى نكنيم . ثالثاً اين موضوع براى صيقل دادن احساسات اسلامى و انسانى است ، اما به شرط اينكه ما اين را درست درك بكنيم . امروز روزى نيست كه آدم سرش را زير آب بكند . ما بايد در اوضاع مذهبى خودمان رفرم ايجاد كنيم ؛ البته نه در مذهب بلكه در كار خودمان . اشتباهات ما كه به مذهب مربوط نيست . مگر محتشم كاشانى هم يكى از اركان مذهب است ؟ ! بايد اين شعار مفت . . . « 1 » گفتيم كه يك سخن يا منظومه ، يك شعر با نثر حماسى آن است كه در روح انسانى جولان و هيجانى در جهت سلحشورى و مقاومت و ايستادگى و دفاع از عقيده ايجاد كند ، و يك شخصيت حماسى آن كسى است كه در روحش اين موج وجود دارد ؛ يك روحيهء متموّجى از عظمت ، غيرت ، حميّت ، شجاعت ، حس دفاع از حقوق و حس عدالتخواهى دارد و باز عرض كرديم كه تاريخچهء عاشورا تاريخچه‌اى است كه دو صفحه دارد يك صفحهء آن صفحه‌اى

هامش
( 1 ) . متأسفانه بقيهء بيانات آن شهيد بزرگوار در نوار ضبط نشده است .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 252 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى