تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

تحريف هدف امام حسين ( ع )

من نمىدانم كدام جانى يا جانىهايى جنايت را به شكل ديگرى بر حسين بن على وارد كردند و آن اين كه هدف حسين بن على را مورد تحريف قرار دادند و همان چرندى را كه مسيحىها در مورد مسيح گفتند دربارهء حسين گفتند كه حسين كشته شد براى آن كه بار گناه امّت را به دوش بگيرد ، براى اين كه ما گناه بكنيم و خيالمان راحت باشد ، حسين كشته شد براى اين كه گنهكار تا آن زمان كم بود ، بيشتر بشود . لذا بعد از اين انحراف ، چاره‌اى نبود جز اين كه ما فقط صفحهء سياه و تاريك اين حادثه را بخوانيم ، فقط رثاء و مرثيه ببينيم . من نمىگويم آن صفحهء تاريك را نبايد ديد بلكه بايد آن را ديد و خواند ، اما اين مرثيه هميشه بايد مخلوط با حماسه باشد . اين كه گفته‌اند رثاى حسين بن على بايد هميشه زنده بماند ، حقيقتى است و از خود پيغمبر گرفته‌اند و ائمهء اطهار نيز به آن توصيه كرده‌اند . اين رثاء و مصيبت نبايد فراموش بشود ، اين ذكر ، اين يادآورى نبايد فراموش بشود و بايد اشك مردم را هميشه بگيريد ، اما در رثاى يك قهرمان . پس اوّل بايد قهرمان بودنش براى شما مشخص بشود و بعد در رثاى قهرمان بگرييد ، و گرنه رثاى يك آدم نفله شدهء بيچارهء بىدست و پاى مظلوم كه ديگر گريه ندارد ، و گريهء ملتى براى او معنى ندارد . در رثاى قهرمان بگرييد براى اين كه احساسات قهرمانى پيدا كنيد ، براى اين كه پرتوى از روح قهرمان در روح شما پيدا شود و شما هم تا اندازه‌اى نسبت به حق و حقيقت غيرت پيدا كنيد ، شما هم عدالتخواه بشويد ، شما هم با ظلم و ظالم نبرد كنيد ، شما هم آزاديخواه باشيد ، براى آزادى احترام قائل باشيد ، شما هم سرتان بشود كه عزت نفس يعنى چه ، شرف و انسانيت يعنى چه ، كرامت يعنى چه . اگر ما صفحهء نورانى تاريخ حسينى را خوانديم ، آن وقت از جنبهء رثائىاش مىتوانيم استفاده كنيم و گرنه بيهوده است . خيال مىكنيم حسين بن على در آن دنيا منتظر است كه مردم برايش دلسوزى كنند يا - العياذ باللَّه - حضرت زهرا ( ع ) بعد از هزار و سيصد سال ، آن هم در جوار رحمت الهى منتظر است كه چهار تا آدم فكسنى براى او گريه كنند تا تسلّى خاطر پيدا كند ! چند سال پيش در كتابى ديدم كه نويسنده مقايسه‌اى ميان حسين بن على و عيسى مسيح كرده بود ؛ نوشته بود كه عمل مسيحىها بر عمل مسلمين ( شيعيان ) ترجيح دارد ، زيرا آنها روز
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 250 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى