تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤

استقامت حسينى ، استقامت خمينى

دو پيروزى وجود دارد : يك پيروزى ، پيروزيى است كه انسان خودش آن را مىبيند . تشكيل حكومت و نابود كردن دشمنان انقلاب ، از آن جمله است كه امام اين را به چشم مبارك خود مشاهده كرد . يك پيروزى كه از اين پيروزى مهم‌تر است ، پيروزى ماندگار است ، يعنى پيروزى فكر و راه و مدّعاست . اين ، همان پيروزيى است كه انبياى الهى با وجود اين كه در دوران حيات ، آن همه مرارت را تحمل كردند ، بالاخره به آن نايل شدند . اين پيروزى ، پيروزى فكر و ايده و راه يك انسان بزرگ و متفكر است . امام ، به اين پيروزى هم رسيد . استمرار خاطرهء آن بزرگوار و پر شور شدن اين جلسه در هر سال ، به همين معناست . در اينجا مايلم مطلبى را دربارهء نهضت امام بزرگوارمان كه براى ما حامل درسى است ، مطرح كنم و خواهش مىكنم افرادى كه صاحب فكرند و داراى انديشه و خرد سياسى و تأمّل در مسايل بزرگ اند ، روى اين مسأله تأمّل كنند و بيشتر آن را بشكافند . مىدانيد كه حركت امام ( ره ) ، مشابهت‌هاى زيادى با نهضت حسينى دارد و تقريباً الگو بردارى شده از حركت حسينى است ؛ هر چند آن حركت اصلى ، يعنى حركت امام حسين ، منتهى به شهادت همه شد ، ولى اين حركت به پيروزى امام منتهى گرديد . اين ، فارقى ايجاد نمىكند ؛ زيرا يك نوع حركت و يك مضمون و يك طرح كلّى بر هر دو حركت حاكم بود . اقتضائات متفاوت بود ؛ لذا سرنوشت آن حركت ، شهادت امام حسين شد و سرنوشت اين حركت ، حكومت امام بزرگوار ما شد . اين ، به طور كلّى يك امر روشن و واضحى است . از جمله چيزهايى كه در هر دو حركت به طور بارزى وجود دارد ، مسألهء « استقامت » است . با اين كلمهء استقامت و معناى آن ، نبايد عبورى و گذرا برخورد بشود ؛ چون خيلى مهم است . در مورد امام حسين ( ع ) استقامت به اين صورت است كه او تصميم گرفت تسليم يزيد و حكومت جايرانهء او نشود . مبارزه از اين‌جا شروع شد ؛ عدم تسليم در مقابل حاكميت فاسدى كه راه دين را به كلّى منحرف مىكرد . امام كه از مدينه حركت فرمود ، با اين نيّت بود . بعد كه در مكّه احساس كرد ياور دارد ، آن وقت اين را با قيام هم همراه كرد ؛ و الّا جوهر اصلى اعتراض و حركت در مقابل حكومتى بود كه بر طبق موازين حسينى ، اين حكومت قابل تحمّل و قابل قبول نبود . اوّل ، امام حسين ( ع ) در مقابل اين حكومت ايستاد . هنوز خبرى نبود