تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
و مشكلات خودش را نشان نداده بود . بعد ، امام حسين ( ع ) با مشكلات يكى پس از ديگرى مواجه شد : مسألهء ناگزيرى خروج از مكّه و سپس درگيرى در كربلا و فشارى كه در حادثهء كربلا بر شخص امام حسين ( ع ) وارد آمد . يكى از چيزهايى كه در كارهاى بزرگ جلوى انسان را سدّ مىكند ، عذرهاى شرعى است . كار واجب و تكليفى را انسان بايد انجام بدهد ، ولى وقتى انجام اين كار مستلزم اشكال بزرگى است - فرضاً عدّهء زيادى كشته خواهند شد - در اين جا انسان احساس مىكند كه ديگر تكليف ندارد . شما ببينيد در مقابل امام حسين ( ع ) از اين گونه عذرهاى شرعى كه يكى پس از ديگرى پديدار مىشد و مىتوانست هر انسان ظاهر بينى را از اين راه منصرف بكند ، چه قدر بود . اوّل ، اعراض مردم كوفه و كشته شدن مسلم بود . در اين‌جا بايد امام حسين مىفرمود كه ديگر عذر شرعى است و تكليف ساقط شد . ما مىخواستيم با يزيد بيعت نكنيم ، ولى معلوم گرديد كه در اين اوضاع و احوال نمىشود چنين كارى نكرد ، مردم تحمل نمىكنند . پس ، تكليف ساقط است و از روى اجبار و ناچارى بيعت مىكنيم . مرحلهء دوم ، خود حادثهء كربلاست . در اين جا امام حسين مىتوانست در مواجههء با يك مسأله ، به صورت انسانى كه مىخواهد حوادث بزرگ را با اين منطق‌ها حل بكند ، بگويد اين زن و بچه در اين صحراى سوزان طاقت ندارند . بنابر اين ، تكليف برداشته است و طبيعتاً تسليم بشود و آن چيزى را كه تا آن وقت قبول نكرده بود ، قبول كند . يا بعد از آن كه روز عاشورا شد و حملهء اينها شروع گرديد و عدّه‌ى زيادى از اصحاب امام حسين ( ع ) به شهادت رسيدند در اين‌جا مشكلات بيشتر خود را به امام حسين ( ع ) نشان مىداد و مىتوانست آن بزرگوار بگويد كه حالا ديگر معلوم شد كه نمىشود مبارزه كرد و نمىشود پيش برد و نتيجتاً عقب بكشد . يا آن وقتى كه معلوم گرديد امام حسين ( ع ) شهيد خواهد شد و بعد از شهادت او ، آل‌اللَّه و حرم امير المؤمنين و حرم پيامبر ، در دست مردان نامحرم در بيابان تنها خواهند ماند ، اين‌جا ديگر مسألهء ناموس پيش مىآيد . امام حسين ( ع ) در اين‌جا هم به عنوان يك انسان غيرتمند مىتوانست با خود بفرمايد كه ديگر تكليف برداشته است . اگر اين راه را ادامه بدهيم و كشته بشويم ، زن‌هاى خاندان پيامبر و دختران اميرالمؤمنين و پاكيزه‌ترين و طيّب و طاهرترين زنان عالم اسلام ، به دست دشمنان و مردهاى بى سر و پايى كه از شرف و ناموس هيچ چيز نمىفهمند ، خواهند افتاد . پس ، تكليف برداشته است .