تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
خيلى شايع بود ! بعضى با تعبيرات زيباى شاعرانه‌اى هم اين را بيان مىكردند . بعد من ديدم بعضى از علماى بزرگ ما هم اين را فرموده‌اند . و اين كه اصلًا حضرت ، قيام كرد براى اين كه شهيد بشود ، حرف جديدى نبوده است - گفت : چون با ماندن نمىشود كارى كرد ، پس برويم با شهيد شدن ، كارى بكنيم ! اين حرف را هم ما در اسناد و مدارك اسلامى نداريم - كه برو خودت را به كام كشته شدن بينداز - ما چنين چيزى نداريم . ما شهادت را كه در شرع مقدس مىشناسيم و در روايات و آيات قرآن از آن نشانى مىبينيم ، معنايش اين است كه انسان به دنبال هدف مقدسى كه واجب ، يا راجح است ، برود و در آن راه ، تن به كشتن هم بدهد . اين ، آن شهادت صحيح اسلامى است ؛ اما اين كه آدم ، اصلًا راه بيفتد براى اين كه من بروم كشته بشوم ، يا يك تعبير شاعرانهء اين جورى كه خون من پاى ظالم را بلغزاند و او را به زمين بزند ! اين‌ها آن چيزى نيست كه مربوط به آن حادثهء به آن عظمت است ؛ در اين هم بخشى از حقيقت هست ، اما هدف حضرت ، اين نيست . پس به طور خلاصه ، نه مىتوانيم بگوييم كه حضرت ، قيام كرد براى تشكيل حكومت و هدفش تشكيل حكومت بود ، و نه مىتوانيم بگوييم حضرت براى شهيد شدن ، قيام كرد ؛ چيز ديگرى است كه من سعى مىكنم در اين خطبهء اول - كه عمدهء صحبت من هم امروز ، در خطبه اول و همين قضيه است - ان شاءاللَّه اين را بيان بكنم . بنده به نظرم اين جور مىرسد : آن كسانى كه گفته‌اند « هدف ، حكومت بود » ، يا « هدف ، شهادت بود » ، ميان هدف و نتيجه ، خلط كرده‌اند ؛ نخير ، هدف ، اين‌ها نبود . امام حسين ( ع ) هدف ديگرى داشت ؛ منتها رسيدن به آن هدف ديگر ، حركتى را مىطلبيد كه اين حركت ، يكى از دو نتيجه را داشت : حكومت ، يا شهادت . البته حضرت براى هر دو هم آمادگى داشت ؛ هم مقدمات حكومت را آماده كرد و مىكرد ؛ هم مقدمات شهادت را آماده كرد و مىكرد . هم براى اين توطين نفس مىكرد ، هم براى آن . هر كدام هم مىشد ، درست بود ، ايرادى نداشت ؛ اما هيچ كدام ، هدف نبود ، دو نتيجه بود . هدف ، چيز ديگرى است . هدف چيست ؟ اول آن هدف را به طور خلاصه ، در يك جمله عرض مىكنم ؛ بعد يك مقدارى توضيح مىدهم .