تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
عمر گفت : ايشان را خبر دهيد كه اين التماس شما را به اجابت مقرون داشتم و تا فردا بامداد مهلت دادم . آنگاه گفت تا لشكر بازگردند . چون لشكر عمر سعد بدگهر بازگشت ، اميرالمؤمنين حسين ( ع ) آن شب را در طاعت و عبادت زنده داشت . گاه در ركوع و گاه در سجود مىگريست و تضرّع مىكرد و از خداى تعالى آمرزش و عفو مىخواست . برادران ، اصحاب ، اهل بيت ، و شيعهء او همچنين آن شب را در طاعت و عبادت بودند . از ايشان آن شب هيچ كس نخفت . همه در نماز بودند و از خداى تعالى آمرزش مىطلبيدند .

شهادت حسين بن على ( ع ) و يارانش

چون خورشيد خنجر گذار از نهيب آن واقعه بر بام اين نيلى حصار برآمد ، عمر سعد به تعبيهء لشكر پرداخت . ميمنهء سپاه را در عهدهء عمرو بن حجاج الزبيدى كرد . بر ميسره شمر ذى الجوش را گماشت . فرمان داد تا سواران از صوابديد عروة بن قيس الاحمسى و پيادگان از [ فرمان ] شبث بن ربعى در نگذرند . عَلَم را به موالى خود زيد سپرد . اميرالمؤمنين حسين ( ع ) نيز فرمود تا زهير بن قين بر دست راست باشد ، حبيب بن مظاهر در جانب يسار توقّف كند ، و رايت را به برادر خود عبّاس تفويض فرمود . چون صفها راست شد ، برير بن خضير الهمدانى پيشتر رفت و گفت : اى عمر سعد ، با اميرالمؤمنين قتال خواهى كرد ؟ گفت : بلى ، و در اين محاربه تن بسيار بىسر خواهد شد .