بهر حال اين سياست حضرت عليه السلام منافع عدّهاى از اشراف را بهخطر انداخت و لذا در تضعيف حكومت امام عليه السلام به پا خاستند .
ج - تبعيضهاى حقوقى و مالى
خلفا مهاجران را برتر از انصار و انصار اوّليه را برتر از ديگر مسلمانان مىدانستند و اموىها ، بنىاميّه را بالاتر از بقيّه مسلمانان مىشمردند . و در پرداختهاى مالى و جايگاههاى سياسى ، اين موارد را در نظر مىگرفتند . وقتى حضرت امير عليه السلام حكومت را در دست گرفت . تمام امتيازات موهوم را كنار گذاشت . و جايگاههاى سياسى را در اختيار افراد لايق و مؤمن قرار داد . و پرداختهاى مالى را همسان و همگون نمود .
بههمين جهت اشراف و زرداران و زورداران عليه اين سياست حضرت عليه السلام برخاستند و جنگ جمل - اوّلين جنگ داخلى - را پديد آوردند كه پيامدهايى بسيار مخرّب در جهان اسلام بهجاى گذارد .
د - حزب اموى
حزب اموى ، به سركردگى معاويه ، به چند علّت با اسلام و مظهر اسلام يعنى اميرالمؤمنين عليه السلام مخالف بودند :
1 - رقابت قومى كه در سه نسل متوالى متراكم شده بود .
2 - كينه شخصى كه نسبت به على عليه السلام داشتند ؛ زيرا حضرت عليه السلام برادر و دايى معاويه و سردمداران قريش را در جنگها به هلاكت رسانده بود .
3 - تباين قوانين اسلام با زندگى اجتماعى رؤساى قريش مخصوصاً اموىها .
4 - طينت و مزاج منفعت پرستانه و مادّى حزب اموى كه اسلام و سياست على عليه السلام با آن مخالف بود .
بنابراين اختلاف معاويه با على عليه السلام يك اختلاف عميق بود در ابعاد گوناگون : اختلاف قومى ، رقابت سياسى ، كينهء شخصى ، اختلاف در طرز تفكّر ، ادراك و احساسات .