الف - گستردگى انحرافات فرهنگى
در اثر سياستهاى غلط فرهنگى و گسترش بدون برنامه حوزه اسلامى بهوسيله فتوحات ، انحرافات عميق فرهنگى در جهان اسلام خودنمايى مىكرد .
مسلمانان علاوه بر ناآگاهى از مبانى دين اسلام ، بسيارى از بدعتهاى خود را جزئى از اسلام مىدانستند و عدّهاى از عالم نماها حق تشريع و اجتهاد براى خويش قايل بودند .
سيره خلفا مخصوصاً سيرهء شيخين ( ابوبكر و عمر ) بهعنوان حجت شرعى تلقّى مىشد و احكام اسلام ناب محمّدى صلى الله عليه و آله معطّل مانده بود . مردم اسلام را به شكل دولتى و تابع دولت مىديدند و روح دينى در آنها ضعيف شده بود .
بنابراين احياء و مطرح كردن احكام قرآن و سنّت و اجراى آنها با معضلات جدّى روبهرو و نيازمند كار فرهنگى بود كه هم وقت زياد مىطلبيد و هم نيروى آگاه و مؤمن لازم داشت كه هيچ يك براى حضرت امير عليه السلام فراهم نشد . لذا با شهادت آن حضرت عليه السلام افراد رجعت طلب با استفاده از همين زمنيهها مجدّداً حاكميت را بهدست گرفتند . موارد عينى اين انحرافات را در عصر خلفا بررسى كرديم .
ب - تبعيض نژادى
يكى از سنّتها غلطى كه خلفا از خود به جاى گذاشتند مسأله تبعيض نژادى بود . وقتى على عليه السلام به حكومت رسيد اعلام فرمود : « حضرت آدم نه غلام به دنيا آورده و نه كنيز ، مردم همه آزادند . . . اكنون مالى نزد من است و من آن را بهطور مساوى تقسيم خواهم كرد . » « 1 » و بين قريش و غير قريش فرقى قائل نبود و فرمود : « در كتاب خدا فرزندان اسماعيل بر اسحاق برترى ندارند » و در پاسخ اشعث كه به سياست مالى حضرت عليه السلام معترض بود ، فرمود : « اگر فرقى بين بندگان خدا در تقسيم بيتالمال بگذارم از جاهلين خواهم بود . » « 2 »
هامش
( 1 ) - روضه كافى ، ص 99 ، حديث 26 .
( 2 ) - نهجالسعادة ، ج 1 ، ص 212 .