« امّا او نيرنگ باز و حيلهگر است و براى وصول به رياست و قدرت به هر وسيله نامشروعى چنگ مىزند اگر اين امور زشت و نامشروع نبود من زيركترين مردم بودم ! » « 4 » 2 - دورى از تشريفات : امام عليه السلام سادگى رهبر و دورى از تشريفات را از ويژگىهاى لازم براى رهبرى اسلامى شمرد ، و فرمود : « با من آن سان كه با جبّاران و ستمگران سخن مىگويند سخن نگوييد . القاب پرطنطنه برايم بهكار نبريد . آن ملاحظهكارىها و موافقتهاى مصلحتى كه در برابر مستبدان اظهار مىدارند در برابر من اظهار مداريد با من به سبك سازشكارى معاشرت نكنيد ! گمان مبريد كه اگر به حقّ سخنى به من گفته شود بر من سنگينى آيد . و يا از كسى بخواهم مرا تجليل و تعظيم كند . . . » « 1 » تعهّد و تخصّص : امتياز ديگرى كه امام عليه السلام براى يك مدير ضرورى دانست تعهد و تخصّص بود . چنانكه در حكم فرماندارى مصر ، به مالك اشتر نخعى چنين نوشت : « . . . در وضع مُنشيان و كارمندانت دقّت كن و كارهايت را به بهترين آنها بسپار و نامههاى سرّى و نقشهها و طرحهاى مخفى خود را در اختيار كسى بگذار كه داراى اساسىترين اصول اخلاقى باشد ! از كسانى كه موقعيّت و مقام آنها را مست و مغرور نسازد . » « 2 » 3 - حكومت بر قلمرو فكرى : رهبر و حكمران جامعه اسلامى از ديدگاه حضرت على عليه السلام بايد بر يك مملكت فكرى حكومت كند كه عناصر ملّيت ، نژاد ، زبان و خاك در ايجاد يا تركيب آن سهمى ندارد . بلكه سازنده آن ، اشتراكِ انسانها در عقايد و افكار و مبادى و عنايات انسانى معيّن است ؛ و معيار و ملاك اصلى ، تقواى الهى مىباشد .
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 320
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٢٠
هامش
( 4 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 200 .
( 1 ) - همان ، خطبهء 216 .
( 2 ) - همان ، نامهء 53 .