مقدمه 1 « 1 »
پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله با عنايات الهيّه و فداكارىِ بىنظيرِ خود و ياران مخلص و ايثارگرش ، در مدت كوتاهى جامعه منحط بدوى حجاز را در ابعاد مختلف متحوّل ساخت . ليكن هنوز زمينه بازگشت جامعه از عقايد دينى و ارزشهاى اسلامى به سنّتهاى گذشته وجود داشت .
با رحلت پيغمبر صلى الله عليه و آله ، عناصر رجعت طلبِ منافق با استفاده از زمينههاى سياسى و اجتماعى زمام امور را به دست گرفتند و على بن ابىطالب عليه السلام را كه خليفه پيامبر صلى الله عليه و آله ، اوّلين مؤمن به اسلام و آگاهترينِ امّت به شريعت بود ، از صحنه حذف نمودند .
با خروج خلافت از محور اصلى خود ، قدرت سياسى در اختيار مرتجعين قرار گرفت
هامش
( 1 ) 1 - از آنجا كه در اين رساله انحرافات فرهنگى و اجتماعىِ به وجود آمده در جهان اسلام ، از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله تا سال 61 هجرى ، مطرح گرديده ، ضرورى است مواضع امام على عليه السلام و امام حسن عليه السلام همچنين موضع امام حسين عليه السلام در زمان معاويه ، در مقابل اين انحرافات روشن شود تا پاسخى باشد به پرسشى كه احياناً براى خوانندگان محترم مطرح خواهد شد و آن اينكه اين پيشوايان الهى در طول پنجاه سال مسؤوليت خويش چه مواضعى در برابر اين انحرافات داشتهاند و چه كوششى در به سامان كردن جامعه اسلامى به عمل آوردهاند .