تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥

پا ننشينم تا آن را دفن كنم ( از زبانها بيندازم ) . علّت اينكه مأمون دستور داد ( در سال 212 هجرى قمرى ) معاويه را بالاى منبرها لعن كنند نيز همين مطلب بوده است . « 1 » حتى كسانى كه خلفاء قبل از معاويه را قبول داشتند معاويه را فاسق مىدانستند ؛ بعنوان مثال ابن ابىالحديد مىگويد : « به استادم ابوجعفر نقيب گفتم : آيا معتقدى ابوبكر و عمر اهل بهشتند ؟ گفت : آرى . . . گفتم : آيا معاويه نيز اهل بهشت است ؟ گفت : اصلًا و ابداً ! معاويه يقيناً اهل آتش است . البته نه براى آنكه از على عليه السلام سرپيچى كرد و با وى به جنگ پرداخت بلكه معاويه اصولًا در اسلام بر عقيده صحيح نبود و ايمان به ديانت نداشت . او و پدرش از سران و رؤساى منافقان بودند . و هرگز واقعاً ايمان نياوردند و ايمان و اسلام آنها ظاهرى بود و سپس مىگويد : ابوجعفر مقدارى از گفتار نارواى معاويه را كه دلالت بر فساد عقيده‌اش داشت يادآورى كرد كه ذكر آنها در اينجا مناسب نيست . » « 2 » خاندان بنىاميّه نه‌تنها با مخالفان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله برخورد قاطع نمىكردند حتى به افراد اجازه مىدادند آن حضرت را هجو نمايند . چنان كه به ابن عايشه اجازه دادند رسول خدا صلى الله عليه و آله را هجو نمايد . و عمرو بن العاص راضى نمىشد نصرانىاى كه به پيامبر صلى الله عليه و آله بد گفته بود تازيانه بخورد . « 3 »

يزيد بن معاويه

يزيد فرزند معاوية بن ابىسفيان از كريه‌ترين چهره‌هاى تاريخ بشريت است . و سياه‌ترين صفحات تاريخ بشر صفحاتى است كه در آن ، شرح زندگى يزيد ثبت شده است . درباره ماهيت اين عنصر پليد اموى در بخش زمينه‌هاى شخصيّتى به‌طور مفصّل
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 453 .
( 2 ) - شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 10 ، ص 226 .
( 3 ) - مبارزه با آزادى بيان و عقيده در عصر شيخ مفيد ، جعفر مرتضى عاملى ، ص 142 از تهذيب‌التهذيب ، ج 3 ، ص 96 .