غصب فدك
خلفا علاوه بر محروم ساختن فاطمه عليها السلام از ارث پيامبر صلى الله عليه و آله ، فدك را نيز از او ستاندند . فدك منطقهاى بود كه اهالى آن بدون درگيرى و جنگ تسليم پيامبر صلى الله عليه و آله شدند و نصف اراضى خود را به آن حضرت صلى الله عليه و آله بخشيدند . وقتى آيه « و آتِ ذَا القُرْبى حَقَّهُ » ؛ ( حق خويشان خود را به آنها پرداخت كن . ) نازل شد ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فدك را به فاطمه عليها السلام بخشيد . « 1 » وقتى ابوبكر به خلافت رسيد ، حق فاطمه عليها السلام را تصاحب كرد و فريادهاى آن حضرت عليها السلام و همسر گرامىاش نيز به جايى نرسيد . آيا ممكن است فاطمه زهرا عليها السلام با آن مقام بلند و قدسى كه دارد ادّعاى خلاف نموده باشد ؟ ! اگر ابوبكر او را راستگو مىدانست پس چرا به سخنان او اعتنا نكرد . ابن ابىالحديد روزى همين پرسش را از استادش فارقى پرسيد او تبسّمى كرد و سپس گفت : « اگر ابوبكر آن روز « فدك » را به مجرد ادّعاى زهرا عليها السلام به وى داده بود فردا برمىگشت و ادّعا مىكرد كه خلافت حق شوهرش على است و ابوبكر را از مسندش پايين مىكشيد ! ابوبكر هم نمىتوانست خود را معذور بدارد ؛ زيرا قبلًا پذيرفته بود كه دختر پيغمبر در آنچه مىگويد راستگو است و نيازى به شاهد ندارد . » « 2 » علاوه بر سخن « فارقى » مطلب اين بود كه اگر ارث فاطمه عليها السلام و فدك را به او مىدادند علويّون تقويت مىشدند و ممكن بود قدرتى كسب كنند كه خلافت را از آنها بستانند .