پيامبر صلى الله عليه و آله از زمان نزول اين آيه شريفه تا آخرين روزهاى حياتش بخشى از زكات را به كسانى كه مىبايست دلهايشان جلب شود ( مؤلّفة قلوبهم ) مىپرداخت . اينها چند دسته بودند : عدّهاى از اشراف عرب كه پيغمبر سهمى به آنها پرداخت مىكرد تا مسلمان شوند . عدّهاى ديگر كسانى بودند كه اسلام آورده بودند ولى نيّات ضعيفى داشتند و لازم بود ايمان آنها با بخشش محكم شود . « 1 » هنگامىكه ابوبكر به خلافت رسيد اين گروهها براى دريافت سهم خود ، همانند زمان پيغمبر نزد وى رفتند . او نيز دستور داد سهم آنها را پرداخت نمايند . امّا وقتى فرمان ابوبكر را به عمر نشان دادند عمر آن را پاره كرد و گفت ما نيازى به شما نداريم . يا اسلام مىآوريد و يا پاسخ شما را با شمشير مىدهيم ! آنها نزد ابوبكر برگشتند و گفتند : تو خليفه هستى يا عمر ؟ ابو بكر گفت : « بهخواست خدا او خليفه است . » و كار عمر را تأييد كرد . « 2 » به قول دكتر تيجانى عجيب اين است كه عدّهاى از اهل سنّت اين بدعت و اجتهاد عمر ، در مقابل كتاب خدا و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله را مورد ستايش قرار دادهاند و از عمل خلاف او دفاع كردهاند . « 3 »
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 196
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٩٦
هامش
( 1 ) - شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 12 ، ص 108 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - فسئلوا اهل الذكر ، محمّد التيجانى ، ص 225 .