تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

سَتَكُونُ فِتَنٌ لا يَسْتَطيعُ الْمُؤْمِنُ انْ يُغَيِّرَ فيها بِيَدٍ وَ لا لِسانٍ . . . . « 1 » پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله

غصبِ خلافت

اوّلين رشته‌اى كه از اسلام گسسته شد ، جانشينى و خلافت رسول اكرم صلى الله عليه و آله بود . وقتى حكومت و خلافت از محور اصلى خود خارج شد ، زمينه بدعت‌هاى ديگر فراهم آمد . على عليه السلام ماجراى سقيفه ، و چيرگى سياسى دنياداران بر خودش را چنين تفسير كرده و توضيح مىدهد : « به خدا ، [ ابوبكر ] ، خلعت خلافت را در حالى بر تن كرد كه مىدانست منزلتم نسبت به خلافت ، منزلتى محورى است ، و من در ستيغ آن مقام جاى دارم به‌طورى كه فيض ولايت الهى از قلّهء وجودم بر مردم سرازير است و هيچ پرنده‌اى را ياراى رسيدن به پايه و مقامم نيست . لكن من از آن مقام - مقام خلافت - چشم پوشيدم و از آن ابراز سيرى نمودم ؛ و در اين انديشه فرو رفتم كه با دست كوتاه بر غاصبان حمله‌ور شوم يا بر تحمّل ظلمت و
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 18 ، ص 144 ، روايت 2 ؛ به زودى فتنه‌اى بر پا مىشود كه انسان مؤمن نه با زبان و نه با دست نمىتواند آن را تغيير دهد .