مجوّز فتوا و نقل حديث
وقتى كتابت و نقل حديث پيامبر صلى الله عليه و آله ممنوع شد و ثقل كبير - اهل بيت عليهم السلام - نيز مهجور گرديد ، تازه مسلمانان متوجه شدند كه براى انطباق رفتار و كردار خويش با شرع مقدّس ، به مرجعى نيازمند هستند تا احكام و مسائل خود را از آن بپرسند . خلفا براى حلّ اين مشكل به دو گروه مجوّز فتوا و نقل حديث صادر نمودند . الف : حكّام و سياستمداران ب : اشخاصى معيّن از طرف حكّام ؛ كه در عصر عمر به ابىهريره ، ابوموسى اشعرى ، عبدالرّحمن بن عوف و زيد بن ثابت اين اجازه داده شد . امّا همانطور كه قبلًا پيشبينى مىشد ، با گذشت زمان نقل حديث و فتوا به اينها محدود نشد ؛ زيرا اين دو طبقه قداستى نداشتند . لذا ديگران هم وارد اين ميدان شدند . حتى جعل حديث و دروغسازى به جايى رسيد كه بسيارى از زهّاد و عبّاد « قربة الى اللّه » دروغ مىگفتند ! « 1 » همانند « حرب ابن ميمون » كه زاهد و عابد بود ولى حديث جعل مىكرد يا « ابن هيثم طائى » تمام شب را به نماز مىايستاد وقتى كه صبح مىشد جلوس مىكرد و دروغ مىگفت ! « 2 »