و لذا بزرگان طريق فرمودهاند : به مكاشفات و رؤياها قبل از مراجعه به اهل خبره و بصيرت نبايد عمل نمود و پس از تأييد آن توسّط فرد خبير انسان مىتواند اقدام كند .
بسيارى از افرادى كه به واسطه مكاشفات نفسانيّه به هلاكت افتادهاند به اين قضيّه مبتلا گشتهاند چنانچه شرح اين مطلب پيش از اين بگذشت .
اينجانب به رأى العين افرادى را مشاهده نمودهام كه شيطان را به صورت امام حىّ عليهالسّلام ديده و در پى آن به متابعت از دستورات و برنامه او اقدام كردهاند و در وادى ضلالت و غوايت به هلاكت درافتادهاند . بنابراين سخنى كه از صاحب مقاله نقل شده است كه نفس رسول خدا در شكل دادن و صورتبندى وحى نقش اساسى و حياتى دارد لغو و عبث خواهد بود ، زيرا نزول وحى بىصورت در قالب صورت و شكل دقيقاً مانند نزول حقائق و حوادث بىصورت و هيئت از اسماء و صفات كلّيّه است كه به واسطه سلسله علل و معلولات و تناسب و تسانخ بين آنها در مرتبه مثال ، متصوّر به صورت و در مرتبه مادّه و جسميّت مجسّم به مادّه و صورت مىگردند ، و اگر اختلافى در وحى به واسطه نفس پيامبر حاصل مىشود در جاى ديگر نيز بايد حاصل شود زيرا هر دو نزول يكى است و هر دو مشمول يك قاعده و يك قانون مىباشند .
معنا و مفهوم بال داشتن ملائكه در قرآن كريم
و امّا مسأله بال ملائكه كه در قرآن كريم بدان اشاره شده است بنا بر تفسيرى كه راجع به حقائق وحيانى و تكوينى بدون صورت گذشت معنا و مفهوم خود را خواهد يافت .
در سورهء فاطر خداى متعال از قواى ملكوتى ملائكه در تدبير نظام عالم چنين تعبير مىكند :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ، الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَة رُسُلًا أُولى أَجْنِحَة مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ يَزيدُ فِى الْخَلْقِ ما يَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ