بسم الله الرّحمن الرّحيم
شكّى نيست كه اجماع بر مبناى فقهاى شيعه منوط به حضور رأى معصوم عليهالسّلام در ميان آن است و قوام اجماع به آن مىباشد ، و خلافى در اين مسأله نيست . و به عبارت ديگر : تحقّق عصمت در اجماع امّت بواسطهء وجود رأى و حكم امام عليهالسّلام است ، و حضور رأى امام عليهالسّلام كشف از حجّيت اجماع امّت مىكند . ولى در مبناى عامّه نفس اجماع امّت موجب عصمت و مولّد آن است ، خواه رأى و حكم امام عليهالسّلام در آن باشد يا نباشد ؛ بنابراين حجّيت اجماع امّت بر مبناى شيعه معلول حضور رأى امام عليهالسّلام ، و بر مبناى عامّه اجماع علّت حجّيت و عصمت خواهد بود .
اشارهء أميرالمؤمنين عليه السّلام به اجماع مسلمين در نامه به معاويه
قبل از پرداختن به ادلّهء فقهاء در حجّيت اجماع لازم است به كلامى از أميرالمؤمنين عليهالسّلام در « نهج البلاغه » راجع به اين مسأله اشاره كرد ؛ و چه بسا ممكن است به عنوان تأييد مذهب عامّه در التزام به اجتماع مسلمين مورد استناد قرار گيرد . أميرالمؤمنين عليهالسّلام در نامهاى به معاويه حجّيت خلافت خود را بواسطهء اجتماع مسلمين بر بيعت با آن حضرت اينچنين بيان مىكنند :
إنّه بايَعَنى القَومُ الّذينَ بايَعوا أبابكرٍ و عُمَرَ و عثمانَ علَى ما بايَعوهُم عَليهِ ، فَلَم يَكُن لِلشّاهِدِ أن يَختارَ و لا لِلغائبِ أن يَرُدَّ ، و إنّما الشّورَى لِلمُهاجِرينَ و