بِسم اللَه الرَّحمن الرَّحيم
الحَمد للّه ربِّ العالَمينَ ، وصلَّى اللَهُ علَى محمّدٍ وآلِه الطّاهرين
ولَعنة اللَه علَى أعدآئهم أجمعين
اينك به قسمت دوّم در اين باب ( وجوب رجوع به فرد كامل ) كه مقام اثبات و كيفيّت شناخت عارف بالله و بأمر الله است مىپردازيم . مطالبى كه در صفحات گذشته مطرح شد درصدد تبيين مقام ثبوتى اولياء الهى و عرفاى بالله بود ؛ حال سخن در اين است كه راه معرفت به آنها و كيفيّت شناخت آنان چگونه است ، و از كجا بايد تشخيص داد كه يك فرد داراى مقام ثبوت و حائز حقيقت ولايت و تجرّد و توحيد گرديده است ، تا از غير تميز داده شود و موقعيّت و مرتبت هر شخص در جاى صحيح و واقعى خود قرار گيرد ؟ و اكنون به ذكر ملاكات و امورى كه مىتوان بوسيلهء آنها راهى بدين مقصود يافت مىپردازيم .
اولين ملاك شناخت انسان كامل انطباق اعمال و اقوال اوست با مبانى شريعت
اوّلين ملاك از ملاكات تشخيص فرد كامل از غير كامل انطباق جميع امور و اقوال او بر وفق مبانى محرزه و مفروغه شرع انور است . و اين مسأله بسيار بديهى و روشن است ، زيرا سالك با رفض و قطع تعلّق به نفس امّاره و انانيّت ديگر موجبى براى سركشى و مخالفت با اوامر و فرامين حضرت حقّ باقى