« من خروج نكردم از براى تفريح و تفرّج ، و نه از براى استكبار و بلندمنشى ، و نه از براى فساد و خرابى ، و نه از براى ظلم و ستم و بيدادگرى ! بلكه خروج من براى اصلاح امّت جدّم محمّد صلّى الله عليه و آله مىباشد .
من مىخواهم امر به معروف نمايم و نهى از منكر كنم و به سيره و سنّت جدّم ، و آئين و روش پدرم علىّ بن أبىطالب عليهالسّلام رفتار كنم . »
بديهى است در يك چنين شرائطى هدف و غايت اقصاى از خلقت و تربيت كه وصول به معرفت حضرت حقّ و طلوع خورشيد ولايت بر نفوس و قلوب بندگان است محقّق خواهد شد ، و اين همان چيزى است كه سيّد الشّهداء در حادثه عاشوراء به دنبال آن حركت كرد ؛ چنانچه خود حضرتش در اين باره مىفرمايد :
در بيان معارف فرمود : أيّها النّاسُ ! إنّ اللهَ ما خَلَقَ خَلْقَ اللهِ إلّا لِيَعرِفوهُ . . .
أيُّها النّاسُ ! إنّ اللهَ ما خَلَقَ خَلْقَ اللهِ إلّا لِيَعرِفوهُ ؛ فإذا عَرَفوهُ عَبَدوهُ ، و استَغْنوا بِعبادتِه عَن عبادة ما سِواهُ .
فقالَ رَجُلٌ : يابنَ رسولِ اللهِ ! ما معرِفة اللهِ عَزّوجلَّ ؟
فقالَ : معرفةأهلِ كلِّ زمانٍ ، إمامَهُ الذّى يجِبُ عليهِم طاعَتُهُ . [ 1 ]
« اى مردم ! بدرستيكه خداوند خلق خود را نيافريده است مگر از براى آنكه به او معرفت و شناسائى پيدا كنند . پس زمانيكه او را بشناسند در مقام بندگى و عبوديّت او برمىآيند ، و بواسطه عبادت و بندگى او از
هامش
[ 1 ] - همان مصدر