مجرّد خروج از يك مرحلهء از شهوت مثلًا انسان را از آن مرحله به تمام معنى الكلمه خارج نمىكند . چون حقيقت آن مرحله از شهوت هنوز در وجود انسان مخفى است ، و تا چهل مرحله از مرحلهء اوّل دور نشود آثار به كلّى از بين نمىرود . بنابراين اگر عالم شهوت را مثلًا داراى مراحل عديدهاى فرض كنيم ، هنگامى انسان از يك مرحلهء از آن به كلّى خارج مىشود كه از چهل مرحلهء بعد از آن خارج شده باشد ، و الّا مجرّد خروج فى الجمله انسان را از آن مرحله خارج نمىكند ، و ممكن است به عروض عوارضى انسان به مرحلهء اوّل برگردد . همچنين است عالم عقل و غضب و وهم ؛ بنابراين كسى حقّاًاز مرحلهء اوّل غضب خارج مىشود كه از مرحلهء چهلم خارج شود ، و كسى حقّاً از مرحلهء پنجم عقل خارج مىشود كه از مرحلهء چهلم خارج شود ، و هكذا . . . بايد از هر مرحلهاى كه فرض كنيم چهل مرحله دور شود تا از آن مرحله به كلّى خلاص شود . . . [ 1 ]
انتهى كلام مرحوم والد قدّس سرّه ؛ و سپس مرحوم سيّد در ادامه مىفرمايد :
و بالجمله خاصيّت اربعين در ظهور فعليّت و بروز استعداد و قوّه و حصول ملكه ، امريست مصرّحٌ بِه در آيات و اخبار ، و مجرّب اهل باطن و اسرار ، و اين است كه در حديث شريف حصول آثار خلوص را كه منبع عين معرفت و حكمت باشد در اين مرحله خبر داده . و شكّ نيست كه هر نيكبختى كه به قدم همّت اين منازل چهلگانه را طىّ كند ، بعد از آنكه استعدادات
هامش
[ 1 ] - همان مصدر ، ص 36 ، پاورقى