تَابُوا . . . »
[ 1 ] . [ 2 ]
« و همينطور عوام امّت ما زمانيكه بشناسند از فقهائشان فسق ظاهر را و تعصّب بى جا و شديد در امور دنيوى و هجوم بر حُطام دنيا و حرام آن ، و نابود كردن آن كسانى كه نسبت به آنان تعصّب دارند گرچه مستحقّ رحمت و عطوفت و رسيدگى به امورشان مىباشند ، و به اقبال به نيكى و احسان بر كسى كه با او تعلّق و دلبستگى دارند گرچه مستحقّ اهانت و كوچك شمردن است . پس هر كه از عوام ما از اين فريق فقهاء تقليد نمايد ، بتحقيق مانند همان عوام يهود خواهد بود كه مشمول ذمّ و قدح خداوند قرار گرفتند بواسطه تقليد از فقهاء فاسقشان .
و امّا آن فقيهى كه نفس خويش را از دستبرد شيطان محافظت نمايد ، و بر حفظ و حراست از دين خود سخت كوشا باشد ، و مخالفت با هواهاى نفسانى را آنى از آنات فرو مگذارد ، و در هر حال و در هر شرائط كاملًا مطيع امر پروردگار باشد ، پس بر عوام واجب و فرض است كه از او تقليد نمايند ! و چنين تصوّر نشود كه تمامى فقهاى شيعه واجد اين شرائط و صفاتاند ، بلكه فقط اندكى متحقّق به اين اوصاف مىباشند . همانا اگر مشاهده كرديد فقيهى از فقهاء شيعه مرتكب فعل قبيحى شد و امر او در انجام امور زشت و حرام همچون فسّاق از عامّه گرديد و در تكالب و تسابق بر امور دنياى دنىّ و احراز رياسات و زعامتهاى اعتبارى چونان افراد مادّى كه هدف و غايت و همّتى جز رسيدن به مطامع دنيوى و توغّل در كثرات و شهوات ندارند مىباشد ، پس حرام است از آنان تقليد نمائيد و جائز نيست مطلبى را راجع به ما از ايشان بپذيريد و احكام خود را از اينان سؤال نمائيد ؛ و اگر مطلب و مسألهء با ارزشى را از ما مطرح نمودند نپذيريد ( زيرا هيچ اعتبار و اعتمادى
هامش
[ 1 ] - سوره البقرة ( 2 ) ذيل آيه 159 و صدر آيه 160 .
[ 2 ] - احتجاج ، إحتجاج أبى محمّد الحسن بى على العسكرى عليهما السلام ، ج 2 ، ص 456 .