تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
جاى خود مستقرّ شدند . حضرت به باد امر فرمود ما را به حركت در آورد . ناگاه خود را در ميان آسمان در حال حركت يافتيم . مقدارى سير نموديم تا اينكه خورشيد غروب كرد ؛ در اين هنگام حضرت خطاب فرمود به باد كه ما را بر زمين بگذارد . در جائى فرود آمديم كه زمينش رنگى چون زعفران داشت و حركت و صدائى در آن مشهود نبود . گياهان آن منطقه تمامى دَرْمَنه ( گياهى است كه از آن در داروسازى بهره مىبرند ) بود ، درحاليكه هيچ آثارى از آب وجود نداشت . درحاليكه خورشيد غروب كرده بود عرض كرديم : يا أميرالمؤمنين ! وقت نماز مغرب است و در اين زمين هيچ آبى وجود ندارد ، چه كنيم ؟ حضرت برخاست و قدرى بر روى زمين راه رفت و در نقطه‌اى ايستاد ، آنگاه با پاى خود ضربه‌اى به زمين وارد كرد كه ناگاه چشمه‌اى جوشان آشكار گرديد ؛ فرمود : بيائيد و آنچه را مىخواستيد به دست آوريد ! و اگر صبر مىنموديد و حرفى نمىزديد ، همانا جبرائيل از آب بهشت براى وضوء ما آماده مىنمود . انس گويد : همه وضوء گرفتيم و نماز مغرب و عشاء را بجاى آورديم تا اينكه شب به نيمه رسيد . حضرت فرمود : برخيزيد و بر زيرانداز در جاهاى خود قرار گيريد تا اينكه به مدينه باز گرديم و به نماز صبح يا بعضى از نماز صبح رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم برسيم . سپس فرمود : اى باد ما را به پرواز درآور ! پس از گذشت زمانى خود را در مدينه كنار مسجد پيامبر يافتيم ، درحاليكه رسول خدا يك ركعت از نماز صبح را بجاى آورده بود . ما به پيامبر اقتداء نموديم . پس از اتمام نماز ، رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم رو به من نمود و فرمود : اى أنس ! آيا خبر مىدهى به آنچه كه در اين سفر بر شما گذشت ، يا من خبر دهم چه بر شما گذشته است ؟ عرض كردم : يا رسول الله ! تقرير سرگذشت از زبان شما شيرين‌تر و گواراتر است . حضرت رسول شروع كردند به شرح ماجرا از اوّل حركت تا آخر آن ، طورى كه گوئى از ابتداء با ما همسفر و جليس بودند . سپس رسول اكرم فرمود : اى أنس ! آيا