شهادت مىدهى به آنچه ديدى و بر تو گذشت در وقتى كه پسر عمّ من علىّ بن أبىطالب عليه السّلام ترا بر شهادت آن بطلبد ؟ ! عرض كردم : بلى اى رسول خدا !
أنس مىگويد : وقتى أبوبكر به خلافت رسيد من ( در مسجد ) نزد ابىبكر بودم كه علىّ عليه السّلام آمد و مردم به دور ابابكر اجتماع نموده بودند . أميرالمؤمنين عليه السّلام رو كرد به من و فرمود : اى انس ! آيا شهادت نمىدهى براى من بر داستان و قضيّهء بساط رسول خدا ( سفرى كه با آن زيرانداز معروف نمودى ) و بر داستان عين الماء ( چشمه آب ) و پديدار شدن چاه عميق ؟ عرض كردم : اى على ! بواسطه كهولت سنّ فراموش كردهام . در اين وقت اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود :
اى انس ! اگر كتمان از روى مداهنه و عناد و عمد مىنمائى ، با اينكه رسول خدا از تو پيمان گرفت كه آن را اداء نمائى در وقتى كه من از تو درخواست مىنمايم ، خداوند ترا به پيسى در صورت ، و تشنگى در شكم ، و كورى در چشم مبتلا سازد ! انس مىگويد :
هنوز از جاى خود برنخاسته بودم كه به پيسى و كورى دچار گشتم ؛ و اكنون نيز بواسطهء عطش قادر بر روزه نيستم و معدهء من هيچگاه برودت را در خود نگه نمىدارد . گويند پيوسته انس بر اين حال روزگار مىداشت تا در بصره وفات نمود . »
گويند : روزى انس رسول خدا را در خواب ديد ؛ حضرت به او فرمودند : چه چيز تو را بر آن داشت تا آنچه را كه با من پيمان بسته بودى بجاى نياوردى تا اينكه خداوند تو را به اين عقوبت مبتلا نمود ؟ !
اين است نتيجه و مآل كتمان حقائق و اخفاء واقعيّات كه موجب خسران دنيوى و نكال اخروى خواهد شد .
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٦٣