چگونه مسأله تحقّق وثاقت و ثبوت عدالت در باب اخذ حديث در صورت تصديق و عمل اصحاب نسبت به روايت شخصى كه بعضى اور ا تضعيف نمودهاند مورد قبول بسيارى از اهل علم و رجال حديث واقع مىشود ، چنانچه درمورد سهل ابن زياد كه برخى از رجاليّين او را ضعيف شمردهاند ، درحاليكه مشايخ حديث حدود يكهزار و پانصد حديث از او نقل مىكنند ، با توجّه به اين مطلب كه اين روايات با اين وسعت و كثرت كه در كتب ثبت و ضبط مىشود در آينده به دست مردم خواهد افتاد و مردم به آنها عمل خواهند كرد و مسؤوليّت آن بر عهدهء ناقلين و مثبتين در كتب حديث خواهد بود ؛ آنوقت چگونه به خود اجازه مىدادند كه از شخصى اينچنين ، اين همه روايت در كتب خود بياورند . و اين نيست مگر وثاقتى كه نسبت به سهل بن زياد براى آنها محرز و منجّز بوده است .
امّا مسألهاى اينچنين با اين ادلّه واضحه و براهين ساطعه و توثيق بزرگانى چون مرحوم شيخ بهائى و مرحوم ملّا محمد تقى مجلسى و غيرهما نمىتواند مورد قبول و تصديق افرادى مانند « صاحب روضات » قرار گيرد ؟ آيا علمائى همچون صدرالمتألّهين شيرازى و ملّا محمّد تقى مجلسى و ابن فهد حلّى و غيرهم كتب او را نخوانده بودند و يا چشم خود را بر آنچه كه مخالفين به عنوان دليل بر گرايش و انتحال او به مذهب خلاف مىشمارند بسته بودند ؟ ! يا نه آنها همه كتب او را مطالعه كرده و صحيح و سقيم آن را سنجيده و به همهء جوانب و شواهد و قرائن وقوف كامل يافته و با ادراك كامل و قبول مسؤوليت نسبت به عواقب و تبعات اين انتساب باز با حكمى جازم و اعتقادى راسخ اثبات تشيّع محيى الدين را نموده و پذيراى تمامى عواقب اين نسبت گشته و مسؤوليت جميع تبعات آن را بر دوش گرفتهاند .
ان شاء الله در آينده نيز ممكن است قدرى بيشتر راجع به اين موضوع و افراد مشابه محيى الدين عربى كه ناجوانمردانه تهمت انحراف و اعوجاج بر آنها زده شده و جان آنها و سرّ و سويداى آنها و هر ذرّه از ذات آنها برائت خود را از معاندين و مخالفين
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٢٥