مستقم و شاهراه هدايت استوار نمود . و علىّ عليه السّلام را بعنوان شاخص بين حقّ و باطل و پيشواى بلا معارض و منازع در ميان امّت نصب فرمود . و در هر امرى كه امّت اسلام به او محتاج بودند ولو ناچيز توضيح داد و تفسير نمود . پس اگر شخصى را گمان بر آن باشد كه خداى عزّوجلّ دين و شريعتش را كامل ننموده است در اين صورت كتاب الهى را باطل شمرده است ( زيرا خدا مىفرمايد : امروز دين شما را كامل گردانيدم . . . ) ؛ و كسى كه كتاب الهى را باطل بداند و او را منكر شود قطعًا كافر خواهد بود .
آيا اين مردم پى به ارزش ومقام و موقعيّت امامت و پيشوائى بردهاند تا اينكه بخواهند در اين مسأله اظهار سليقه بنمايند و از خود اختيارى داشته باشند ( و منزلت و مرتبه و شأن امامت را خود تعيين و تفسير نمايند ) ؟ !
بدرستيكه امامت در موقعيّتى بسيار ممتاز و شأنى بس رفيع و بلند مرتبه و جايگاهى برتر و حريمى غير قابل نفوذ و اعماقى دست نيافتنى است كه عقول افراد بشر را ابداً ياراى وصول به آن ذِروهء عُليا و بلوغ بدان منزلت ما فوق تصوّر و تخيّل نيست . و با آراء دنيّه و انظار ناقصه و افكار منحطّه كى توانِ ادراك و معرفت و شناخت آن ساحت مقدّس و حريم عصمت باشد ؟ و يا اينكه مردم بخواهند از پيش خود امام و پيشوائى را به رهبرى انتخاب و اختيار نمايند !
امات مرتبه است كه خداوند بعد از نبوت به ابراهيم عطا نمود
امامت مرتبهاى است كه خداى متعال پس از مرتبه نبوّت و دوستى براى حضرت ابراهيم عليه السّلام قرار داد و او را بدين فضيلت شرافت بخشيد ، و ذكر و نام او را رفيع و بلند گردانيد . چنانچه در قرآن كريم در اين باره مىفرمايد : ( بتحقيق كه ما تو را امام و پيشواى بر خلق گردانيديم ) . در اين هنگام حضرت ابراهيم با حالتى مبتهج و مسرور به خداى متعال عرضه داشت : ( آيا ذريّهء و نسل مرا از اين موهبت نصيبى است ) ؟ خداى متعال فرمود : ( اين مسأله ميثاقى است كه به دست ظالمين نخواهد افتاد و آنانرا از اين منزلت و مرتبه نصيبى نمىباشد ) .
بنابراين آيه شريفه امامت هر فرد ظالم را تا روز قيامت باطل و مُلغى نمود و